![]() |
![]() |
|
|
نه... نمیشود... نمیتوانم... امکانپذیر نیست... ممکن نخواهد بود... مگر میشود؟ روزی چند بار این جملات را میگوییم یا میشنویم؟ برای دیدن بقیه مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید. این مطلب رو حتما بخونید....تو می تونی....!!! ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 20:54 توسط آترینا |
|
ادامه مطلب |
||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم آبان 1389ساعت 9:58 توسط آترینا |
|
ادامه مطلب |
||
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم آبان 1389ساعت 19:5 توسط آترینا |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت 14:19 توسط آترینا |
|
|
ویلیام جیمز "ويليام جيمز" در يازدهم ژانويه ي سال 1842 در شهر "نیویورک" به دنیا آمد. مادرش، "مری رابرتسون والش جیمز" و پدرش، "هنری جیمز" (بزرگ)، خردمند روحانی و پیرو فلسفه ي "سوئدنبرگ" بود. ویلیام، یک خواهر و سه برادر داشت و بزرگترین فرزند از پنج فرزند خانواده به شمار می رفت. یکی از برادرانش به نام "هنری جیمز" (کوچک)، رماننویس مشهوری شد. خانواده ي ويليام، با استعداد، استثنایی و پرتلاش بودند. تحصیلات رسمی ویلیام جیمز به گونه اي منظم صورت نگرفت. دانشاندوزی حقيقي او در محیط خانواده آغاز شد، زیرا دوستان هوشمند و خردمند پدرش بيشتر وقتها به خانه ي آنها میآمدند و درباره ي امور گوناگون به بحث و گفتگو مي پرداختند. ویلیام جیمز در مدارس "سوئیس"، "آلمان"، "فرانسه" و "انگلستان" تحصیل کرد و دلبستگي ويژه اي نسبت به علوم طبیعی و نقاشی در او بیدار شد. پدرش با آن که آدم لیبرال و آزادمنشی بود، از ویلیام خواست که به مطالعه ي علوم یا فلسفه بپردازد، اما به دليل پافشاري هاي ویلیام، سرانجام با این خواسته ي او موافقت کرد. در سال 1860، ويليام، آموزش رسمی را برای نقاش شدن آغاز کرد. او بیش از یکسال زیر نظر "ویلیام موریس هانت" به آموزش نقاشی پرداخت، اما سختي کار به او فهماند که نقاش شدن کار او نیست. لذا پس از یک سال وارد دانشکده ي "علوم لارنس" در هاروارد شد؛ اما در سال 1864 تغییر رشته داد و به دانشکده ي پزشکی رفت. وي در مأموریتی به برزیل، دچار بیماری آبله شد و از آن زمان تا اواخر عمرش این بیماری او را آزار مي داد. ويليام، درجه ي دکترای پزشکی خود را در سال 1869 دریافت نمود و پس از گذراندن یک دوره بیماری آبله، کار تدریس در دانشگاه "هاروارد" را آغاز کرد؛ ابتدا آناتومی و فیزیولوژی، سپس روانشناسی و سرانجام در سال 1879 به تدریس فلسفه پرداخت. او در سال 1878 ازدواج کرد و از روحيه و تندرستي بيشتري برخوردار شد. او یکی از نخستین آزمایشگاههای روانشناسی تجربی در آمریکا را بنانهاد. کتاب درسی مشهور او به نام "اصول روانشناسی" (1890) مورد تحسین و استقبال زیاد قرار گرفت. البته برخی نیز از لحن ادیبانه کتاب او انتقاد کردند كه از آن جمله مي توان به گفته ي ویلهلم ووندت اشاره داشت: دو سال بعد، ویلیام جیمز نسخه فشردهتری از آن کتاب را با نام "روانشناسی: دوره ي فشرده" منتشر ساخت. دانشجویان روانشناسی از اين دو كتاب بهره ي بسيار بردند..
علاوه بر تأثیر فوقالعادهای که ویلیام جیمز بر روانشناسی گذاشت شاگردان معروف و برجستهای نیز در این رشته تربیت کرد که از آن میان میتوان مریویتون کالکینز، ادوارد تورن رایک، استنلی هال و جان دیوئی را نام برد. ويليام جيمز، فیلسوف بزرگ عصر و زمانهاش بود و فلسفه ي پراگماتیسم* را كه از سوی همشهری امریکایی او، "چارلز ساندرز پیرس" باب شده بود، پذیرا شد و آن را گسترش داد. پذیرش کثرت، روان بودن، گرديدن و شدن و پنهان بودن همه ي چیزها و یک دیدگاه واقعبینانه و مبتنی بر عقل موجود ـ نسبت به همه ي جنبههای تجربه بشری ـ در کانون انديشه ي او قرار داشت، اما این امر هرگز موجب نمیشود که فلسفه ي او یکنواخت و دنیوی شود. وي بر اين باور بود که اگر فکر و اندیشهای مؤثر واقع شود، از نوع فکر و اندیشه ي راستين است و مادامی که موجب دگرگونی در زندگی شود، پرمعنا و ارزشمند خواهد بود. از نگاه او، حقیقت یک امر مطلق، ثابت و تغییرناپذیر نیست، بلکه در اثر تلاش انسان ایجاد میشود. از سوي ديگر، بین حقیقت و خیر، پیوندی تنگاتنگ وجود دارد؛ آنچه حقیقت است تبدیل به خیر میشود. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم آبان 1389ساعت 21:38 توسط آترینا |
|
|
حيطه هاي سه گانه تعيين اهداف رفتاري : هدف هاي ويژه رفتاري مي بايست در سه حيطه تعيين شود : حيطه دانش ( داشتن مهارت هاي ذهني )– حيطه عاطفي ( احساسات و نگر شها ) – حيطه رواني حركتي
برای دیدن بقیه مطالب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم آبان 1389ساعت 13:40 توسط آترینا |
|
|
ناگهان قلب تان به شدت می تپد. عرق می ریزید. دچار سرگیجه می شوید. بندبند وجودتان بانگ برمی آورد که؛ «از اینجا برو!» در حالی که خطری در بین نیست، پس چه شده است؟! همزمان با آهنگ شتابان زندگی امروزین، شمار زیادی از مردم، روان-فشاری را حس می کنند. ولی افزون بر ۱۹ میلیون آمریکایی که از اختلال های دلواپسی رنج می کشند، به عارضه ای خیلی فراتر از فشار روحی روزانه دچارند. آنان با احساسات مربوط به اضطراب مزمن زندگی می کنند و به دهشت یا ناراحتی دمادم گرفتارند. چنین وحشت ها و درد و رنج ها، آنان را از زندگی پرلذت و ثمربخش بازمی دارد. ● نه فقط اعصاب، نه تنها فشار روحی نشانه های اختلالات اضطرابی احتمالا بی خبر پدیدار می گردند، بنابراین حتی امور روزمره نیز خاستگاه ترس طاقت فرسا می شوند. گاهی نبود درک و فهم که به بروز اختلالات مزبور می انجامد، نادیده گرفته شده، کم اهمیت جلوه می یابد، بد تشخیص داده شده و یا در موارد مراقبت های بهداشتی به طرز نامناسبی درمان می گردد. «چند هفته کارم گریه و زاری بود. فکر می کردم به سیاهچالی افتاده ام که امید رهایی ام نیست. از خودم می پرسیدم؛ آیا تا جان در بدن دارم، حال و روزم این خواهد بود؟!» نابسامانی های اضطرابی به پنج دسته اصلی تقسیم می شوند؛ ۱) اختلال وحشت زدگی اضطرابی دارند که اینان را از کار و زندگی باز می دارد. این بیماری مداواشدنی اساسا توسط نشانه اصلی اش یعنی حمله هراس مشخص می گردد و آن زمانی است که بدن از خود، علامت های گوناگون هشداردهنده بروز دهد. آنها عبارتند از؛ قلب تپنده، دردهای قفسه سینه، عرق ریزی، لرزش، تکان، حالت تهوع، احساس خفگی، احساس سردی، دل درد، بی حسی (کرختی)، سرگیجه، احساس گرگرفتگی، بیم از دست دادن اختیار، احساس «واهی» و ترس از مرگ. از آنجایی که این قبیل حمله ها «ناگهان و یکمرتبه» و بدون هیچ علت آشکار و منطقی روی می دهند، بنابراین افراد درگیر به نشانه های مذکور، تصور می کنند که دستخوش حمله های قلبی و یا سایر ناراحتی های ناگهانی شده و در نتیجه حمله هایی از این دست پیاپی رخ می دهند. هراس (هراس زدگی)؛ هراس، ترس ریشه داری است نامعقول، رنج آور و بنیان کن زندگی انسان. هراس درمان شدنی است. سه نوع هراس اصلی عبارتند از: اینگونه هراس، ترس فوق العاده از شییء یا موقعیت مخصوصی است که در تحت شرایط کلی زیانبار نیست. هراس ویژه شامل بیم های مشهوری همچون هراس از مکان های باز، بلنداهراسی و جانور هراسی است. شمار زیادی از مبتلایان به چنین هراسی می دانند که چنین ترس هایی نامعقولند، ولی بدون معالجه قادر به غلبه بر آن نیستند.
۲) جمع هراسی: ۳) هراس از مکان های باز: روان رنجوری وسواسی فکری - عملی دست شویی مدام: ممکن است فردی از رد کردن اشیا، به رغم بیهودگی مسلم آنها، خودداری ورزد و این عمل به خاطر امور غیرواقعی باشد که احتمالا بعدها مورد نیاز باشند. افرادی که از فاجعه ای چون آتش سوزی، زمین لرزه، جنگ) یا پیشامدهای تلخ و جانگداز مانند (تجاوز به عنف، بهره کشی جنسی یا مرگ دلبندی) رهایی می یابند، نمی توانند تصورات اینگونه رویدادها را از ذهن خود بزدایند. دچار کابوس می شوند، خواب به چشمانشان راه نمی یابد و به یاد گذشته می افتند. اختلال اضطراب فراگیر
|
||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم مهر 1389ساعت 16:58 توسط آترینا |
|
|
تاکنون چند تا نوجوان و یا جوان دیدهاید که اعتماد به نفس بالایی داشته باشند؟ اعتماد به نفس داشته باشند نه غرور، چون غرور و کبر با اعتماد به نفس فرق میکند. با رعایت نکتههای زیر میتوان اعتماد به نفس را تجربه کرد: ۱ ) سرشار از عشق به خود و عشق به دیگران باشید. ۲ ) هنگام مواجه شدن با یک تصمیم مشکل یا قرار گرفتن بر سر دوراهی، آن را سخت جلوه ندهید و با افرادی که در آن زمینه تجربه دارند مشورت کنید و بیگدار به آب نزنید. ۳ ) به نقاط ضعف خود آگاه باشید و همیشه از موضع قدرت استفاده کنید نه ضعف. زندگی هدفمند داشته باشید و تلاش کنید به هدفتان برسید. ۴ ) هر روز با شوق از خواب بیدارشوید و هنگام تصمیمگیری شک و دو دلی نداشته باشید. ۵) همیشه نیمه پر لیوان را ببینید یعنی مثبت فکر کنید و در اطراف خودتان هم آدمهای مثبتاندیش را برای دوستی انتخاب کنید. ۶) مهارتهای ارتباطی را یاد بگیرید و قبل از هر گونه اظهارنظر به دقت و با حوصله به حرفهای دیگران گوش کنید. مشکل خود را با لحنی شیوا و موثر بیانکنید. ۷) سعی کنید خود را در اجتماع و محیطی که در آن زندگی میکنید، خوب معرفی کنید، لباسهای مرتب و تمیز بپوشید و از خرید لباسهایی که به شما نمیآید حتی اگر مد روز باشد خودداری کنید. ۸) در صورت لزوم با قاطعیت رفتار کنید. با بیانی آرام و منطقی حق خود را بگیرید. بیشتر اهل سازش و مصالحه باشید نه مخالفت. ۹) احساسات خود را کاملا کنترل کنید حتی در ناامیدی. قبل از هر حادثه هیجانانگیزی آرامش را تمرین کنید. ۱۰) خوب غذا بخورید و سعی کنید از خوردن غذاهای چاق کننده و مواد ناسالم پرهیز کنید و محیط اطراف خود را همیشه تمیز و پاکیزه نگه دارید |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم مهر 1389ساعت 16:57 توسط آترینا |
|
|
بشر از دیرباز به شناخت خویشتن علاقهای وافر ابراز میداشته و در این راه سخت تلاش و کوشش و اهتمام میورزیده و بر همین اساس و میل درونی برای شناخت خویشتن است که حالات سلامت و بیماری برای وی از اهمیتی درخور و شایسته برخوردار شده است. افسردگی یکی از نخستین اختلالهای روانی است که پزشکان به شرح آن پرداختهاند. مشهورترین حالت افسردگی احساس دلتنگی و دلگرفتگی و یا قرار داشتن در حالت خلقی بد است. این احساسها معمولا کوتاه بوده و تاثیرات کم و جزئی بر روی فعالیتهای معمول روزانه دارند. در سطح بعدی افسردگی نشانهها شدت یافته و برای دورهای طولانیتر تداوم مییابد.فعالیتهای روزمره ممکن است به شدت سخت شوند. اما هنوز شخص قادر به مقابله با آنهاست. به هر حال در این حالت احساس ناامیدی شاید آنقدر شدید شود که خودکشی به عنوان تنها راهحل به نظر برسد. کسی که افسردگی را تجربه میکند ممکن است نوسانات شدیدی را در خلق تجربه کرده و یا حتی آرزوی کنارهگیری کامل از فعالیتهای معمول روزانه و دنیای بیرون را داشته باشد. بروز افسردگی در فرد دلایل مختلفی میتواند داشته باشد، از جمله حوادث مختلفی که در دوران زندگی پیش آمده، رفتار دیگر اعضای خانواده نسبت به او، تغییر محل، محل زندگی و یا شکست و ناکامیهای زندگی را میتوان نام برد. کسانی که در کودکی از حضور در اجتماع و فعالیتهای گروهی و اجتماعی محروم بودهاند و بیشتر وقت خود را در منزل گذراندهاند در آینده بیشتر در معرض ابتلای به این بیماری قرار میگیرند. بسیار عادی است که در زمان روبهرو شدن با یک فاجعه غمانگیز مانند داغدیدگی و یا از دست دادن شغل افسرده شویم. لذت بردن از زندگی و علاقمند شدن به انجام کارهای روزمره برای این عده دشوار میشود. کارهای لذتبخش معمولی مانند خواندن روزنامه و یا تماشای تلویزیون دشوار و تحملناپذیر میشود. وقتی افسردگی به شدیدترین سطح خود میرسد ممکن است توانایی واکنش هیجانی را از دست بدهد و به آنجا برسد که احساس خوب و بد چندان تفاوتی برایش نکند و ممکن است با آرزوی مرگ واقعا اقدام به خودکشی کند. باید توجه داشت اگر چه حدود ۳۰درصد افراد در طول عمر خود حداقل یکبار درجاتی از این بیماری را تجربه میکنند اما آنچه به طور اساسی به درمان نیاز دارد پا برجا بودن حداقل ۵ علامت به مدت ۲هفته است. خوشبختانه راههای موثر فراوانی برای درمان افسردگی وجود دارد که در این رابطه میتوان به موارد زیر اشاره کرد: قهوه کمتر بخورید یک فنجان قهوه شیرین ممکن است افسردگی را دو برابر کند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم مهر 1389ساعت 16:55 توسط آترینا |
|
|
گفتن اینكه چگونه به آرامش برسیم بسیار راحتتر از انجام دادن آن میباشد و گاهی اوقات، اكثر افراد برای رسیدن به آرامش نیاز به كمك دارند. خوشبختانه، راههای متعددی برای تسكین فشارها و تنشها وجود دارد كه یكی از آنها به درد شما خواهد خورد. چیزی كه بسیاری از روشهای آرام سازی در آن مشترك هستند این است كه آنها به شما یاد میدهند كه بدانید چه مواقعی شما در حالت سفتی و انقباض هستند و چگونه شما باید این وضعیت را تسكین داده و از بین ببرید. شما میتوانید با شركت كردن در كلاسهای آرامشسازی (ریلكسیشن)، با خریدن نوارهای آنها و یا با مطالعه كتابهای مربوط به چگونگی آرام سازی، این روشها را یاد بگیرید. همچنین روشهای پیچیدهتر و بهتری برای رسیدن به آرامش وجود دارد (مثل روش مدیتیشن)، و نیز روشهایی كه به شما یاد میدهند كه بدانید چه موقعی بدن شما در حالت انقباض و سفتی قرار دارد (مثل روش بیوفیدبك). آرامش بیوفیدبك (Biofeedback Relaxation): این روش با استفاده از یك دستگاه مخصوص انجام میشود كه وضعیت پاسخ عضلات بدن و یا فعالیت الكتریكی پوست را ارزیابی میكند. وقتی كه شما احساس میكنید كه بدنتان دچار انقباض و سفتی است، فعالیتهای الكتریكی در پوست و عضلات افزایش می یابد و باعث میشود كه دستگاه بوق بزند و یا اینكه چراغهایش روشن شود. وقتی شما احساس آرامش میكنید، صدای بوق دستگاه قطع شده و چراغهای آن خاموش میشوند و در نتیجه شما می فهمید كه عضلاتتان در حال آرامش هستند. شیاتسو (Shiatsu): یك روش ماساژ دادن ژاپنی میباشد كه بر اساس فرضیه پزشكی چین باستان ابداع شده است. به عقیده آنها، نیروی زندگی حیاتی ما (كی Qi) در سرتاسر بدن در بعضی از مسیرها در جریان است. اگر جلوی این جریان، بسته و یا نامتعادل شود، بیماری رخ میدهد. در ماساژ شیاتسو، نقاط فشار بر روی بدن، دستكاری و ماساژ داده میشود تا مسیر جریان انرژی كی Qi باز شود. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم مهر 1389ساعت 16:55 توسط آترینا |
|
|
|
|||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام شهریور 1389ساعت 16:5 توسط آترینا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم شهریور 1389ساعت 21:25 توسط آترینا |
|
|
دوسـتـان خـوب يـك سري ويژگي دارند كه آنها را از ديگران متمايز مي كند و سبب ميگردد دوستــان بيشتري در كنار خود داشته باشند بنابراين با تـغيـيـر رفـتـار خــود به جرگه اينگونه افراد بپيونديد: 2- وقت شناس بوده و در قرار ملاقاتها و يا ميهمانيها قابل اطمينان بوده و سر موقع حضور مي يابد. 3- يك دوست خوب به موقعيت، موفقيت ها و يا دوستان دختـر و يـا پسـر جـديـد شـــما حسادت نمي ورزد. 4- يك دوست خوب هنگامي كه دچار بيماري و كسالت ميـگرديد با شما تماس گرفته و حالتان را جويا مي شود و به عيادت شما مي آيد. 5- وي ميداند كه چه زماني صحبت و چه زماني سكوت نموده و تنها گوش دهد. 6- هنگامي كه حالتان مساعد نبوده و يا دل و دماغ كاري را نداريد و پكر ميباشيد وي از رفتار شما دلخور نميشود. 7- اگر شما به فضاي بيشتري نياز داشته باشيد و يا مي خـواهـيد تنها باشيد، آنها اين رفتار شما را طردشدگي تلقي نكرده و از شما دلگير نميشوند. 8- يـك دوست خــــوب حيوان خانگي شما، مادر زن بدخلق شما و كـودكـان پـر جـنـب و جوش شما را به خاطر شما تحمل خواهد كرد. 9- وقتي نظر او را در مــورد مسئله اي جويا شويد با جان و دل و صادقانه نظرات و عقايد خودش را در اختيارتان قرار مي دهـد و حتـي اگـر بـه نـصايـحش نـيز عـمل نكنيد ناراحت نميشود. 10- وي با شما ميخندد،گريه ميكند و كارهاي ماجراجويانه انجام ميدهد اما به ديگران چيزي در مورد آنها نميگويد. 11- پيش از سر زدن به منزلتان، شما را مجبور نميكند كه خانه را تميز و مرتب كنيد. 13- شما را به كارهاي ماجراجويانه، رشد دهنده و پيشرفت در كار تشويق خواهد كرد. 16- دوست خوب از شما انتظار ندارد كه اتوماتيك وار با عقايد وي در خصوص مسايلي همچون سياست،مسايل جنسي و مذهب موافق باشيد و به عقايد شما حتي اگر برخلاف عقايدش باشد احترام ميگزارد. 17- هيچگاه شما را نزد ديگران خرد و تحقير نـكرده بلكه همواره به شما احترام ميگذارد و در حضور ديگران از شما تعريف مي كند. اگر دوستي را سراغ نداريد كه با شما اينگونه رفتار كند شايد يك دليـل آن ايـن باشد كه شما نيز با آنان چنين رفتاري تا بحال نداشته ايد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 18:51 توسط آترینا |
|
|
هیچ چیز مثل زندگی مثبتنگرانه نمیتواند احساس شادکامی و خوشبختی را در انسان بوجود بیاورد. انسانهایی که احساس خوشبختی میکنند افرادی هستند که کمتر با افکار و مسائل منفی سروکار دارند و اجازه نمیدهند بیش از مقدار لازم و طبیعی با مسائل منفی درگیر شوند. با نیمه پر لیوان زندگی میکنند و اتفاقات را از جانب مثبت ارزیابی میکنند. افکار روزانه آنها حول و حوش مسائل خوب دور میزند و با دیدگاهی مثبت کارها و امور زندگی خود را دنبال میکنند. آنها کمتر از نمیشود، نمیتوان و ... استفاده میکنند. مثبتبینی نیروی انسان و اراده او را در جهت رسیدن به اهداف و خواستههایش تامین میکند. معنویات نقش مهمی در شادکامی دارند امور معنوی و پیوندهای قلبی انسان با آنها بسیار موثر هستند. این پیوندها علاوه بر کمک به انسان در جهت داشتن نگرشی مثبت به زندگی به او کمک میکنند در شرایط سخت و منفی و آزار دهنده نیز تسلط بیشتری روی مسائل داشته باشند. انسان بدون معنویات و ارتباطش با این منابع بیتکیهگاه است. در مراسم معنوی شرکت کنید، هر چند وقت به اماکن متبرکه و زیارتگاهها بروید. انگیزه خود را تقویت کنید انگیزه موتور حرکتی انسان انسان بیانگیزه راکد و کسل و بیتحرک است. با عوامل مخل انگیزه بجنگید و عواملی را که انگیزه شما را قدرتمند و قوی میسازند را تقویت کنید. شبکه اجتماعی خود را وسعت دهید داشتن روابط گسترده برای زندگی سالم و کم استرس مفید است. افراد تنها بیشتر دچار استرس میشوند و بیشتر دچار کسالت و بیحوصلگی میشوند. روابط خود را بیشتر و بیشتر کنید. این نوع روابط علاوه بر پر کردن اوقات فراغت شما در شرایط سختی و ناراحتی نیز تکیهگاه خوبی را برای شما فراهم میکند. برنامه ریزی داشته باشید بدون برنامه ریزی زندگی بهم ریخته و نامنظم است و بینظمی مخل آسایش و خوشبختی. نظمی به زندگی خود بدهید کارها و وظایف خود را مشخص کنید و هر چیز را سر جای خود قرار دهید و برای هر کاری وقتی تنظیم کنید. به این ترتیب شما در بین کارها و وظایف و مشغلههای مختلف گیر نخواهید افتاد و کمتر و کمتر دچار ناراحتی و استرس خواهید شد طبعا شادمانتر و شادابتر خواهید بود. به ظاهر خود توجه کنید. ظاهر انسان ، آینهای از درون اوست. افرادی که به ظاهر آراسته خود اهمیت نمیدهند علاوه بر تاثیر منفی خود روی اطرافیان روی روحیه خود نیز تاثیر منفی دارند. به لباس ، زیبایی و جوانی خود توجه کنید. زمانی را برای حفظ زیبایی و جوانی اختصاص دهید.
هدفمند باشید داشتن اهداف بیشتر برنامهها و امور زندگی انسان را تحتالشعاع قرار میدهد. راه و روش زندگی شما در راستای اهدافتان از زندگی شکل میگیرد. اهداف بلند مدت و کوتاه مدت خود را معین کنید. خلاقیت بیشتری به خرج بدهید و روشهای جدیدی را برای رسیدن به اهداف خود یاد بگیرید. اهداف به شما انگیزه میدهند و شیوههای خوب زندگی را برایتان ترسیم میکنند. درآمد خود را افزایش دهید علاوه بر همه کارهایی که برای ایجاد شادابی در خود انجام میدهید موضوع درآمد و رفاه را فرموش نکنید. به فکر راههای سالمی باشید که درآمدهای شما را افزایش میدهند. به این ترتیب راه را بر برخی مشکلات مالی که ممکن است در زندگی داشته باشید ببندید. علاوه بر این با این کار احساس کفایت ، استقلال و خواستههای خود را نیز تامین کردهاید.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم مرداد 1389ساعت 10:30 توسط آترینا |
|
|
در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را که در يک جاده اصلى قرار داد. سپس در گوشهاى قايم شد تا
ببيند چه کسى آن را از جلوى مسير بر میدارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکههاى خود به کنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند.بسيارى از آنها نيز به شاه بد و بيراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند. امّاهيچ يک از آنان کارى به سنگ نداشتند. سنگ قرار داد و سعى کردکه سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدنها و عرق ريختنهاى زياد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بارسبزيجاتش رفت تا آنها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کيسهاى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است.کيسه را باز کرد پر از سکههاى طلا بود و يادداشتى از جانب شاه که اين سکهها مال کسى است که سنگ را از جاده کناربزند. آن مرد روستايى چيزى را میدانست که بسيارى از ما نمیدانيم! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389ساعت 8:48 توسط آترینا |
|
|
|||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389ساعت 16:48 توسط آترینا |
|
|
اعتماد به دیگری بر چه اموری دلالت می کند؟ اعتماد به مفهوم کاربردی بدین شرح است که شما به طرف مقابل اطمینان می کنید، تصورتان بر این است که با شما صادق است، به قول های خود وفادار است و آنها را عملی می کند، به شما وفادار است، و ترکتان نخواهد کرد. در این قسمت فاکتورهایی مطرح می شوند که پیرامون مبحث اعتماد باید آنها را در نظر بگیرید. هنگامیکه میخواهید به دیگران اعتماد کنید باید یک چهارچوب واقع گرایانه را در ذهن خود مجسم کنید و این احتمال را نیز بدهید که امکان خطا و شکست نیز وجود دارد. اعتماد باید در محیطی مملو از خواست و اراده و بخشش بوجود آید و در نظر داشته باشید که اعتماد در کنار محبت و پذیرش است که به اوج شکوفایی خود خواهد رسید اعتقاد بر این است که در مقوله اعتماد، هیچ گونه ماشین جادویی وجود ندارد؛ به این معنا که چنین نیست شما موادی را وارد ماشین مورد نظر کرده و از آنطرف اعتماد بدست آورید. درون افراد بسیار پیچیده است، ممکن است آسیب ها و لطماتی را در گذشته تجربه کرده باشند. ترس ها و شکست های گذشته ممکن است پذیرش آنها را برای اعتماد پایین بیاورن، اما به هر حال همه ی انسان ها این توانایی را دارند که گذشته ی خود را تغییر داده و اعتماد و اطمینان را مجدداً به رابطه ی خود راه بدهند. شما می توانید اعتماد را در رابطه هایی که اعتماد در آن از بین رفته است از نو زنده کنید. در این راه کمک پروردگار را نیز نباید فراموش کرد
انتظارات خود را تدوین کنید همه ما انسان هستیم، سست و شکننده ایم، ممکن است دچار وسوسه و اشتباه شویم، و گناهی را مرتکب شویم. به همین دلیل زمانی که به کسی اعتماد می کنید باید نوعی اعتماد واقع گرایانه را برای خود مرجع قرار دهید. به مرور زمان هر چقدر که رابطه صمیمی تر می شود، اعتماد میان طرفین نیز افزایش پیدا خواهد کرد. چرا که وقتی شما با کسی که دوستش می دارید زمانی را صرف می کنید و به مرور زمان شناخت و آگاهی شما از او زیاد تر می شود، نتیجتاً با هم تفاهم بیشتری پیدا میکنید و اعتبار رابطه شما نیز افزایش می یابد. شما می توایند نسبت به خصوصیات اخلاقی، شخصیت، نیازها، خواست ها، محرک ها و ترس های طرف مقابل دید بازتری پیدا کنید و به این واسطه اربتاط بهتری را با او برقرار کنید .عشق بی حد و مرز به راحتی میتواند اعتماد ایجاد کند به این دلیل که وقتی شما یک چنین عشقی را نسبت به فرد مقابل ابراز می کنید، فرد به طور معمول و به خودی خود می تواند حس پذیرش القا شده ازسوی شما را درک کند و با شما احساس راحتی پیدا می کند فرد مورد نظر همچنین می تواند به راحتی احساساتش را با شما در میان بگذارد. عشق بی قید و شرط همچنین می تواند سبب ایجاد عزت نفس در فرد گردد و ترس از عدم پذیرش را در آنها به میزان زیادی کاهش دهد. به این طریق آنها در ارائه ی احساساتشان نسبت به شما صادق خواهند بود و نظرها و عقایدشان را به راحتی با شما در میان می گذارند و از شکست هایشان با شما سخن خواهند گفت. نتیجه ی انجام چنین اعمالی، اعتماد و اطمینان را به رابطه ی شما دعوت خواهد کرد. دلیلش این نیست که فرد مقابل انسان کاملی است بلکه تنها دلیلش این است که با صداقت در این رابطه رفتار شده است
عشق مطلق صبور و مهربان است این عشق به دنبال کسب منافع شخصی نیست. هیچ موقع تاریخچه ای از کارهای اشتباه را در ذهن خود ثبت نمی کند. زمانیکه عشق صبور نباشد، تحمل نکند، بخشش نداشته باشد، همیشه مایوس باشد، و دنبال خطا و اشتباه بگردد سبب ایجاد ترس می شود و فقط به دنبال پیدا کردن عیب و نقص در طرف مقابل است. عشقی که در آن ترس وجود داشته باشد، جوی از تخریب، نادرستی و بی ثباتی را ایجاد می کند. شما در ابتدا می توانید حد محدودی از اعتماد را به طرف مقابل داشته باشید تا او را به خوبی بشناسید؛ آنوقت آنها به مرور زمان متوجه می شوند که واقعاً به آنها اهمیت می دهید، اما حقیقت اینجاست که برخی از افراد برای نابودی احساسات دیگران هیچ ارزشی قائل نمیشوند. به طور حتم زمانیکه کسی در قبال آنها قول خود را می شکند، به وعده ای که داده عمل نمی کند، خیانت می کند، بی وفایی می کند، و یا دروغ می گوید باید خودش را تغییر دهد. شما می توانید از او تقاضا کنید که برخی چیزها را عوض کند و این ریسک را بپذیرید که مجدداً همه چیز را از نو شروع کنید. می توانید برای شروع مجدد از منابع مختلفی از جمله مشاور کمک بگیرید. اگر افکار خودکشی به ذهنتان خطور کرد، می توانید با 110 تماس بگیرید و یا به اورژانس بیمارستان مراجعه نمایید اگر فرد مقابل در مورد تغییر جدی نبود و مرتباً به دروغ گفتن ادامه می داد، آنوقت باید روی این مطلب فکر کنید که "آیا بهتر نیست رابطه ی خود را پایان بخشید؟" نگاه دقیقی هم به خودتان بیندازید شما خودتان انسان کاملی نیستید و احتمالاً زمانی بوده که کسانی را که دوستتان می داشتند را ناراحت و ناامید کرده و آنها را از خودتان رنجانده اید. می توانید قول بدهید که هیچ گاه چیزی که باعث آزار رسیدن باشد نگویید، هیچ گاه دروغ نگویید، مبالغه نکنید و همیشه به قول هایتان عمل کنید. اما از آنجایی که شما انسان هستید باز هم ممکن است که اشتباه کنید و فرد مورد نظر را ناامید کنید. تنها چیزی که شما و شریکتان می توانید به هم قول بدهید این است که رشد کنید به دنبال حق باشید و از پروردگار طلب قدرت و تغییر کنید. در این صورت شما و کسی که دوستش می دارید، هر دو قابل اعتماد تر می شوید و هر چند که هیچ یک از شما دو نفر نمی توانید انسان های کاملی باشید، اما می توانید در رابطه تان برای یکدیگر قابل ستایش باشید. در هر رابطه ای که انسان ها با یکدیگر برقرار می کنند به هر حال این امکان زیاد است که انواع مختلفی آزار و اذیت در آن بوجود آید. به همین دلیل همه ی ما نیاز داریم که تبدیل به افرادی شویم که راحتتر می بخشند و راحت تر به اشتباهاتشان اعتراف میکنند. این توانایی روح افراد را تصفیه کرده، تواضع و فروتنی را در میان افراد گسترش می دهد و صلح و دوستی را در میان آنها برقرار می سازد. به این طریق بر ژرفای عشق و سرسپردگی موجود در رابطه افزوده می شود. اجزای تشکیل دهنده ی عشق از جمله بخشش و سرسپردگی از جمله مهتمرین مولفه های ایجاد اعتماد در یک رابطه محسوب می شوند. بخشش به شما این اجازه را می دهد که از نو همه چیز را برای یک مرتبه ی دیگر شروع کنید و برای بار دیگر به یک انسان جایز الخطا اعتماد کنید. عشق و محبت، اعتماد را تقویت می کند. سرسپردگی و صداقت حس مسئولیت پذیری طرفین را نسبت به یکدیگر افزایش میدهد توانایی بخشش از توانایی بخشیدن فردی نشات می گیرد همه ی ما انسان هستیم و در زندگی خود دچار نقصان و کاستی می شویم. انسانها به راحتی می توانند روح خود را پاک کنند هر چند هم وقایع ناگوار بیشماری در گذشته برایشان اتفاق افتاده باشد. خداوند امروز به ما قدرت داده و برای آینده نیز امید را برایمان مقرر نموده است. هر اتفاقی که دیروز برایتان روی داده باشد، بخشیده خواهد شد و فرداها خداوند به همراه شما خواهد بود |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389ساعت 19:30 توسط آترینا |
|
|
اعتماد:
اطمينان و باور، چيزي نيست كه آن را در بيرون از خود بجوييم و به سوي آن، دست دراز كنيم.((آنتوني رابينز))
بهترين دستور زندگي اين است كه اعتماد به نفس داشته باشيد.((ميكل آنژ))
به همه اعتماد داشتن خطرناك است، به هيچ كس اعتماد نداشتن خطرناكترين است.((آبراهام لينكلن)) ترس، شك و ترديد و نبود اطمينان و باور، هرگز نتايج چندان گهرباري ندارند و نخواهند داشت.((آنتوني رابينز))
به ياد داشته باشيد، باور، اطمينان و قطعيت، يك مهارت و توانايي است كه هرچه بيشتر آن را تمرين كنيد، هر بار ميتوانيد با سادگي بيشتري به آن دست يابيد.((آنتوني رابينز))
در دنيا عده ي اندك شماري يافت مي شوند كه مي توان به آنها اعتماد كرد؛ بايد گشت و اينها را يافت.((آندره موروا))
در ادبيات نيز مانند عشق نمي توان به گزينش ديگري اعتماد كرد. بايد كه مؤمن و معتقد و وفادار باشيم نسبت به آنچه كه طبع و انديشه ي ما مي پسندد.((آندره موروا))
يك عشق بزرگ، به موجودات بسيار ساده قدرت و قابليت تيزهوشي، از خودگذشتگي و اعتماد و اطمينان خاص مي بخشد.((آندره موروا))
برنامه ريزي براي آينده، نگراني و عدم اعتماد را كاهش مي دهد.((اسپنسر جانسون))
كسي كه به خود اطمينان دارد به تعريف كسي احتياج ندارد.((گوستاولوبون))
اگر به كسي اعتماد نداري از او دوري كن.((ناپلئون بناپارت))
بهترين دستور زندگي اين است كه اعتماد به نفس داشته باشيد.((ميكل آنژ))
به شخصي كه به هيچ كس اعتماد ندارد اطمينان نداشته باشيد!((ويليام شكسپير)) |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم تیر 1389ساعت 8:59 توسط آترینا |
|
|
سلام دوستان خواندن این مقاله واقعا به شما کمک میکنه که هدف زندگیتون رو بشناسید هنگامي كه بداني ثمره تلاش و فعاليتهاي تو به ديگران هم سود ميرساند و ممكن است زندگي آنها را نيز هدفمند كرده تغيير دهد، انگيزهاي آنچنان قدرتمند در وجودت شكل خواهد گرفت كه ميتواني مشكلترين كارها را نيز انجام دهي. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم تیر 1389ساعت 13:21 توسط آترینا |
|
|
هدف زندگي زندگي موهبت و هديه خداوند به ما است. اجازه نداريم زندگي را تباه کنيم. اجازه نداريم در فقر، نااميدي، حسرت وافسردگي روزگار را بگذرانيم و در اين دنيا بدون هدف، بدون آرمان و باري به هر جهت، زندگي کنيم.
بي هدف بودن، تو را دچار روزمرگي مي کند. داشتن هدف تو را از تقليد کورکورانه و از گم شدن در راهي که مقصود تو نيست ، باز مي دارد بدانيد که هدف ها هستند که مسير و مقصد زندگي را تعيين و روشن مي کنند و به انسان اعتماد به نفس، انگيزه و عشق به زندگي ميدهند. هدف، تو را به تحرک و مي دارد و تو را با استعدادها و توانمندي هاي بي کران درونت آشنا مي کند. هدف، انگيزه رفتنت و محرک تلاش و کوششت مي شود. داشتن هدف، برنامه ريزي در پي دارد، داشتن برنامه، هدف ها را محقق مي سازد و برنامه ريزي درست، موفقيت مي آفريند. تو با طرح هايي که در نظر مي گيري و اهدافي را که بر مي گزيني، از وراي اين دروازه ها، باغ سبز زندگي ات را مشاهده مي کني انساني فردا در زندگيش به دستاوردي مي رسد که امروز رؤيائي در سر داشته باشد. در اين ميان تنها انسان هدفمند و جهت يافته است که به رؤياهايش مي رسد. اگر امروز به ايده اي بينديشي، فردا قله زندگي را فتح خواهي کرد. کسي که هدفي دارد، براي رسيدن به آن، راه را پيدا خواهد کرد مهم ترين نکته در هر کار، از ته دل خواستن و طلب کردن هدف است. اگر رويايي در سر داشته باشيم و از ته دل بخواهيم، بدون شک روياي ما تحقق مي يابد ما فقط به يک اتفاق احتياج داريم. تبديل حرف به عمل! داشتن هدف و برنامه در زندگي به انسان حرکت مي دهد، انگيزه مي دهد، اعتماد به نفس مي دهد، نشاط مي دهد و در انسان انرژي مي آفريند. کسي که با هدفي مشخص به چيزي، اعتقاد و ايمان دارد، براي رسيدن به آن با همه توانش مي کوشد و پيش مي رود و هيچ سد و مانعي را ياراي آن نيست که در برابرش، مقاومت کند. او بر مي خيزد و براي رسيدن به آرمان هايش دست به اقدام و تلاش مي زند. زندگي، فرصت هاي فراواني در اختيار کساني که به جستجوي آرمان هاي بلندشان به پا خواسته اند و به تحقق روياهايشان همت گماشته اند، قرار مي دهد. بدين ترتيب خط مشي خود را در زندگي تعيين کنيد و سکاندار کشتي سرنوشت خود باشيد، بنابراين با طراحي و هدف گذاري تمام مسير زندگيت را روشن کن و از زندگيت يک شاهکار بساز براي خود در زندگي هدف و رسالت تعيين کنيد و منتظر ديگران نمانيد.
مراحل رسيدن به هدف ها :
1) ليست بندي هدفها 2)زمان بندي هدفها ( زمان لازم براي رسيدن به هدف) 3) اولويت بندي هدفها 4) ايجاد انگيزه براي هر هدف ( وضوح در هدف) 5) برنامه ريزي براي رسيدن به هدفها 6) اقدام و شروع حرکت در مسير هدف (تلاش مستمر براي رسيدن به هدف )
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم تیر 1389ساعت 11:7 توسط آترینا |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم تیر 1389ساعت 12:11 توسط آترینا |
|
|
انسان بدرستی همان میشود که به آن فکر میکند . فلورانس نایتینگل
برای دیدن بقیه جملات زیبا و حکیمانه برروی ادامه مطلب کلیک کنید ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 11:16 توسط آترینا |
|
بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ادامه مطلب |
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت 11:37 توسط آترینا |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 16:51 توسط آترینا |
|
|
نشانه هاي فشار رواني نشانه هايي وجود دارند كه لازم است به هنگام تحت فشار قرار گرفتن به آنها توجه كنيد. اين نشانه ها در چهار طبقه مي گنجند: احساسات، افكار، رفتار و نشانه هاي جسماني. به هنگام تحت فشار قرار گرفتن، يكي يا چند تا از نشانه هاي زير را تجربه مي كنيد: احساسات: احساس اضطراب ، تحريك پذير شدن ، احساس هراس ،نوسان خلقي. افكار: احساس ارزشمندي پايين ،ناتواني در تمركز،نگراني در مورد آينده ، فراموش كاري ، ترس از شكست، خجالت زدگي ، اشتغال ذهني با افكار و تكاليف. رفتار : لكنت و ساير مشكلات گفتاري ، تكانشگري (در روانکاوی معمولا به رفتار خلق الساعه و طرح ریزی نشده اطلاق می گردد) ، خنديدن با صداي بلند و حالت عصبي صدا ، افزايش مصرف سيگار ، افزايش شانس (استعداد) تصادف ، گريه بدون دليل آشكار ، از جا پريدن ، سائيدن دندان به روی هم ، افزایش مصرف داروها ، از دست دادن اشتها يا پرخوري كردن ، جسماني ، تعريق، دستهاي مرطوب ، لرز ، خشكي گلو و دهان ، تكرر ادرار ، عدم هضم غذا، استفراغ ، سردردها ، درد گردن يا پشت ، آسيب پذيري به بيماري ، افزايش ضربان قلب، تيك هاي عصبي ، مشكلات خواب ،احساس پروانه در شكم، تنش پيش از قاعدگي ،فقدان اشتها يا پرخوري افراطي. علل فشار رواني: هم حوادث مثبت و هم منفي زندگي مي تواند فشارزا باشد. به هر حال، براي اغلب مردم، تغييرات عمده زندگي، عامل اصلي فشار است. اين حوادث الزام بيشتري را بر منابع مقابله اي فرد تحميل مي كند. تغييرات اصلي زندگي كه مي تواند فشارزا باشد: نقل مكان جغرافيايي ، انتقال به دانشگاهي جديد ، بارداري ، سبك جديد زندگي ، مرگ شخص مورد علاقه ، ورود به دانشگاه ، ازدواج ، اشتغال (جديد) ، طلاق ، اخراج از شغل ، حوادث محيطي فشارزا ، فشار زمان (كمبود وقت) ، مشكلات مالي ، ناكامي ها ، رقابت ، سر و صدا ، چگونه فشار رواني را مي توان كاهش داد: بسياري از فشارهاي رواني را مي توان تغيير، خاموش و يا به حداقل رساند. در زير بعضي از روشها كه مي توانيد براي كاهش فشار مورد استفاده قرار دهيد، ذكر مي شوند: از واكنشهاي خود نسبت به فشار آگاهي كسب كنيد. / خودگويي هاي مثبت خود را افزايش دهيد. / بر توانايي ها و تكاليف كامل شده خود تمركز كنيد. / از رقابت غير ضروري بپرهيزيد. / رفتارهاي جرأت مندانه خود را افزايش دهيد. / محدوديت هاي خود را شناخته و بپذيريد. بخاطر داشته باشيد كه هركس منحصر به فرد و با ديگران متفاوت است. / سرگرمي هايي براي خودتان در نظر بگيريد، حالت آرامش خود را حفظ كرده و شوخ طبع باشيد. / بطور منظم ورزش كنيد. / از غذاهاي متعادل به صورت روزانه استفاده كنيد. / درباره نگراني ها و مشكلات خود با دوستاني كه مورد اعتمادتان هستند، صحبت كنيد. / وقت خود را به صورت خردمندانه مورد استفاده قرار دهيد. / چگونگي برنامه ريزي وقت خود را ارزيابي كنيد. / براي آينده طرح داشته باشيد و از طفره روي و به تعويق انداختن آن خودداري كنيد. / برنامه كاري هفتگي داشته و سعي كنيد به آن عمل كنيد. / اهداف واقع گرايانه انتخاب كنيد. / اولويت هاي (كاري) خود را بشناسيد. / به هنگام مطالعه براي يك امتحان، مطالعه را با دوره هاي كوتاه شروع كنيد و سپس زمان مطالعه را به تدريج افزايش دهيد. / فراغت هاي كوتاه و مكرر براي خود در نظر بگيريد. / از روشهاي آرامش بخشي استفاده كنيد. به عنوان مثال به هنگام احساس تنش براي چند دقيقه دم و بازدم آرام (و عميق) را تمرين كنيد. /
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم خرداد 1389ساعت 11:1 توسط آترینا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1389 مهر 1389 شهریور 1389 مرداد 1389 تیر 1389 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 |
|
RSS
|