تبليغاتX
تمام شان وعظمت انسان درفکراست.پاسکال
 

                                          

 

                                                 

نه... نمی‌شود... نمی‌توانم... امکانپذیر نیست... ممکن نخواهد بود... مگر می‌شود؟ روزی چند بار این جملات را می‌گوییم یا می‌شنویم؟
نمی توانی، چون فکر می‌کنی که نمی‌توانی. نمی‌شود چون تو باورداری که نمی‌شود. امکان پذیر نیست زیرا در نگاه تو ناممکن است و روح جهان همان را به تو می‌دهد که می‌بینی و باورداری. پرواز غیرممکن به‌نظر می‌رسید چرا که ذهن محدود آن را منحصر به پرندگان می‌دانست اما راه‌های بسیاری بود و هست برای پرواز. محدود می‌بینی چرا که خود را جسم می‌دانی.
    

               برای دیدن بقیه مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.

                   این مطلب رو حتما بخونید....تو می تونی....!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 20:54  توسط آترینا | 
 

چگونه با دیگران ارتباط برقرارکنیم؟

 


 

۱) تمرکز خود را از دست ندهید
گاهی اوقات آدم وسوسه می‌شود که به هنگام پرداختن به یک اختلاف، اختلافات ظاهراً مرتبطی که در گذشته وجود داشته است را نیز به میان بکشد یا در نظر آورد. این کار متاسفانه غالباً موضوع اصلی را تیره و تار می‌کند و شانس دست‌یابی به درک متقابل و راه حلی برای اختلاف فعلی را کمتر می‌سازد و کل مباحثات را بیفایده و حتی گیج‌کننده می‌نماید. سعی کنید موضوعات قبلی یا جانبی را به میان نکشید. بر روی موضوع فعلی تمرکز کنید و سعی کنید با درک یکدیگر، به راه حل مشترکی دست یابید.
۲) به دقت گوش کنید
مردم غالباً فکر می‌کنند که دارند گوش می‌کنند امّا کاری که واقعاً دارند می‌کنند فکر کردن به جوابی است که می‌خواهند پس از تمام شدن صحبت‌های طرف مقابل به او بدهند. هر چند ممکن است دشوار باشد امّا واقعاً سعی کنید به آنچه طرف مقابل می‌گوید گوش فرا دهید. حرف او را قطع نکنید. موضع دفاعی نگیرید. فقط گوش کنید که او چه می‌گوید و این اطمینان را در او به وجود آورید که حرف‌هایش به طور دقیق شنیده شده است. دراین صورت، شما او را بهتر درک خواهید کرد و او نیز بیشتر تشویق می‌شود که به حرف‌های شما گوش دهد.
..............

                                  برای دیدن بقیه مطالب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آبان 1389ساعت 9:58  توسط آترینا | 

 

 

 

دانشمندان نظریه هایی راجع به دو نیمکره مغز دارند که نشان می دهد عملکرد و روش فرمان دادن به بدن در هر یک متفاوت است. فکر می کنید شما راست مغز باشید یا چپ مغز؟ پژوهش های اخیر نشان می دهد راست مغزها و چپ مغزها روش های متفاوتی در پردازش اطلاعات و واکنش به آنها دارند. بر همین اساس روش درس خواندن در هر یک از آنها نیز باید متفاوت باشد.این نظریه ها نشان می دهد افراد راست مغز بیشتر با نیمکره هیجانی و شهودی راست هدایت می شوند و چپ مغزها به روش منطقی و ترتیبی عکس العمل نشان می دهند که نیمکره چپ مغز آن را هدایت می کند. شخصیت هر فرد هم تا حد بالایی از روی نوع مغز او شکل می گیرد و این مساله تاثیر چشمگیری روی مهارت های مطالعه، عادات انجام تکالیف و نمرات شخص دارد. مثلاً ممکن است بعضی دانش آموزان یا دانشجویان با یک نوع خاص از امتحان یا تکلیف مشکل داشته باشند و مشکلشان هم هیچ ربطی به درس خواندن یا نخواندن نداشته باشد. بلکه موضوع فقط به نوع خاص مغز آنها برمی گردد. اگر بدانید راست مغز هستید یا چپ مغز می توانید روش های مطالعه مناسب خود را برگزینید و برنامه ریزی درسی خود را براساس شخصیت و نوع مغزتان تنظیم کنید تا نتیجه بهتری عایدتان شود.

                 برای دیدن بقیه مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

              پیشنهاد می کنم این مطلب رو از دست ندید خیلی جالبه!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم آبان 1389ساعت 19:5  توسط آترینا | 

 

در سال ۱۹۰۶ یک اقتصاد دان ایتالیایی به نام ویلفردوپارتو در حین تحقیقات راجع به ثروت در ایتالیا متوجه شد که ۸۰ درصد ثروت کشور در دست ۲۰ درصد افراد کشور است.او ۲۰ درصد با نفوذ و ثروتمند را * اقلیت مهم *و بقیه ۸۰ درصد جمعیت جامعه را * اکثریت کم اهمیت نامید * بسیاری از محققان این پدیده را در امور تخصصی خود مورد بررسی قرار دادند و به نتایج مشابه جالبی رسیدند.پیشتاز مدیریت کیفیت دکتر ژزف جوران که در سال ۱۹۴۰ در امریکا می زیست یک اصل جهان مشمول را شناسایی کرد و ان را به پارتو نسبت داد.او این اصل را اصل پارتو یا قانون ۲۰/۸۰ نامید.
قانون مذکور یکی از مفیدترین مفاهیم موجود در زمینه مدیریت و زندگی است.به مثال های زیر توجه کنید:
   ۸۰درصد سود شما مربوط به ۲۰درصد از محصولات یا خدمات شما است
 ۸۰درصد بیماران دچار۲۰ درصد بیماری ها میشوند
 ۸۰درصد انبار شما از ۲۰ درصد لوازم شما پر شده است
 ۸۰درصد تصادفات مربوط به ۲۰ درصد جرایم رانندگی است
 ۸۰درصد شاخص سهام مربوط به ۲۰ درصد شرکت ها 
۸۰درصد مشکلات پرسنلی سازمان شما مربوط به ۲۰ درصد کارکنان است


جمله طلایی

  
۸۰درصد موفقیت مربوط به ۲۰ درصد فعالیت شماست.شما اغلب افرادی را میبینید که در تمام مدت کار میکنند اما ظاهرا کار زیادی انجام نمیدهند اما انجام یک یا دو کار اصلی را به بعد موکول میکنند.
۲۰/۸۰درصد   میتواند به عنوان یک یاداوری روزانه در خدمت شما باشد و به ما یاداوار شود که ۸۰قاعده کلی زمان و انرژی خود را بر ۲۰ درصد انچه واقعا مهم است متمرکز کنیم
بدین منظور قبل از شروع هر کاری از خود بپرسید
ایا این کار در زمره بیست درصد مهم است یا هشتاد درصد کم اهمیت؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت 14:19  توسط آترینا | 

 

 ویلیام جیمز

 
پدر روانشناسي مدرن آمريكا و بنیانگذار مکتب پراگماتیسم (1842- 1910)

"ويليام جيمز" در يازدهم ژانويه ي سال 1842 در شهر "نیویورک" به دنیا آمد. مادرش، "مری رابرتسون والش جیمز" و پدرش، "هنری جیمز" (بزرگ)، خردمند روحانی و پیرو فلسفه ي "سوئدنبرگ" بود. ویلیام، یک خواهر و سه برادر داشت و بزرگترین فرزند از پنج فرزند خانواده به شمار می‌ رفت. یکی از برادرانش به نام "هنری جیمز" (کوچک)، رمان‌نویس مشهوری شد. خانواده ي ويليام، با استعداد، استثنایی و پرتلاش بودند. تحصیلات رسمی ویلیام جیمز به گونه اي منظم صورت نگرفت. دانش‌اندوزی حقيقي او در محیط خانواده آغاز شد، زیرا دوستان هوشمند و خردمند پدرش بيشتر وقتها به خانه ي آنها می‌آمدند و درباره ي امور گوناگون به بحث و گفتگو مي پرداختند. ویلیام جیمز در مدارس "سوئیس"، "آلمان"، "فرانسه" و "انگلستان" تحصیل کرد و دلبستگي ويژه اي نسبت به علوم طبیعی و نقاشی در او بیدار شد. پدرش با آن که آدم لیبرال و آزادمنشی بود، از ویلیام خواست که به مطالعه ي علوم یا فلسفه بپردازد، اما به دليل پافشاري هاي ویلیام، سرانجام با این خواسته ي او موافقت کرد. در سال 1860، ويليام، آموزش رسمی را برای نقاش شدن آغاز کرد. او بیش از یکسال زیر نظر "ویلیام موریس ‌‌هانت" به آموزش نقاشی پرداخت، اما سختي کار به او فهماند که نقاش شدن کار او نیست. لذا پس از یک سال وارد دانشکده ي "علوم لارنس" در هاروارد شد؛ اما در سال 1864 تغییر رشته داد و به دانشکده ي پزشکی رفت. وي در مأموریتی به برزیل، دچار بیماری آبله شد و از آن زمان تا اواخر عمرش این بیماری او را آزار مي داد. ويليام، درجه ي دکترای پزشکی ‌خود را در سال 1869 دریافت نمود و پس از گذراندن یک دوره بیماری آبله، کار تدریس در دانشگاه "هاروارد" را آغاز کرد؛ ابتدا آناتومی و فیزیولوژی، سپس روانشناسی و سرانجام در سال 1879 به تدریس فلسفه پرداخت.

او در سال 1878 ازدواج کرد و از روحيه و تندرستي بيشتري برخوردار شد. او یکی از نخستین آزمایشگاه‌های روان‌شناسی تجربی در آمریکا را بنانهاد. کتاب درسی مشهور او به نام "اصول روان‌شناسی" (1890) مورد تحسین و استقبال زیاد قرار گرفت. البته برخی نیز از لحن ادیبانه کتاب او انتقاد کردند كه از آن جمله مي توان به گفته ي ویلهلم ووندت اشاره داشت:
"این یک کتاب ادبی است؛ بسیار زیباست؛ اما کتاب روان‌شناسی نیست.

دو سال بعد، ویلیام جیمز نسخه فشرده‌تری از آن کتاب را با نام "روان‌شناسی: دوره ي فشرده" منتشر ساخت. دانشجویان روان‌شناسی از اين دو كتاب بهره ي بسيار بردند..
از دیگر کارهای مهم ویلیام جیمز در حوزه ي روان‌شناسی می‌توان به ارائه ي "نظریه ي هیجان" اشاره کرد كه با كمك روانشناس دانمارکی، "کارل لنگ"، به ارائه ي آن پرداخت و از اين رو به "نظریه ي هیجان جیمز- لنگ" مشهور شد.

 

علاوه بر تأثیر فوق‌العاده‌ای که ویلیام جیمز بر روان‌شناسی گذاشت شاگردان معروف و برجسته‌ای نیز در این رشته تربیت کرد که از آن میان می‌توان مری‌ویتون کالکینز، ادوارد تورن رایک، استنلی هال و جان دیوئی را نام برد.

ويليام جيمز، فیلسوف بزرگ عصر و زمانه‌اش بود و فلسفه ي پراگماتیسم* را كه از سوی همشهری امریکایی‌ او، "چارلز ساندرز پیرس" باب شده بود، پذیرا شد و آن را گسترش داد. پذیرش کثرت، روان بودن، گرديدن و شدن و پنهان بودن همه ي چیزها و یک دیدگاه واقع‌بینانه و مبتنی بر عقل موجود ـ نسبت به همه ي جنبه‌های تجربه بشری ـ در کانون انديشه ي او قرار داشت، اما این امر هرگز موجب نمی‌شود که فلسفه ي او یکنواخت و دنیوی شود. وي بر اين باور بود که اگر فکر و اندیشه‌ای مؤثر واقع شود، از نوع فکر و اندیشه ي راستين است و مادامی که موجب دگرگونی در زندگی شود، پرمعنا و ارزشمند خواهد بود. از نگاه او، حقیقت یک امر مطلق، ثابت و تغییرناپذیر نیست، بلکه در اثر تلاش انسان ایجاد می‌شود. از سوي ديگر، بین حقیقت و خیر، پیوندی تنگاتنگ وجود دارد؛ آنچه حقیقت است تبدیل به خیر می‌شود.
دغدغه ي نهایی او یک امر اخلاقی بود. او می‌خواست روشی فلسفی را برای زندگی و نیز انسانها ارائه دهد. شیوه ي زنده و باروح کلام و نوشتارش، وی را در نزدهمگان محبوب کرد. در سال 1899 که ویلیام جیمز سرگرم بالا رفتن از کوهی در نزدیکی خانه‌اش در "نیوهمپشایر" بود، راه بازگشت خود را گم کردو در نتيجه ي تلاش شدید برای یافتن راه بازگشت از کوه مزبور، ناراحتی قلبي او شدت گرفت. در طول دو سال آینده، كم و بيش زمین‌گیر بود، اما به ناگهان و در کمال حیرت، بهبود یافت و توانست به "هاروارد" بازگردد و شغل سنگين تدریس را از سر گیرد. او در سال 1907 بازنشسته شد و در 1909 کتابي را با نام "یک جهان کثرت‌گرا" منتشر كرد؛ وی در این اثر به گونه اي درخشان به آثار هگل، Fechner و برگسون پرداخته است. پس از چند ماه، ناراحتی قلبی او دوباره بروز کرد و در 26 اوت 1910 در خانه‌اش، واقع در "نیوهمپشایر" درگذشت.
 * فلسفه ي پراگماتیسم وی را "عملگرایی" و یا "اصالت دادن به عمل" در زبان فارسی ترجمه کرده اند، اما در یک نگاه اجمالی، "ویلیام جیمز"، منشاء حقیقت را در "سودمند بودن" یک امر و یا قضییه می دانست. حقیقت به چیزی گفته مي شود که "سودمند" و یا "عملی" باشد؛ چیزی که "سودمند" نیست نمی‌تواند "حقیقت" باشد. به همین منظور جانبداران این مسلک را امروزه "عملگرا" ها می نامند. در زبان روزمره به چیز و یا کسی که براي منافع قابل دسترسی کوشش می‌کند، "پراگماتیست" می گویند.
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم آبان 1389ساعت 21:38  توسط آترینا | 

 

حيطه هاي سه گانه تعيين اهداف رفتاري :

هدف هاي ويژه رفتاري مي بايست در سه حيطه   تعيين شود : حيطه دانش ( داشتن مهارت هاي ذهني )– حيطه عاطفي ( احساسات و نگر شها ) – حيطه  رواني حركتي

 

برای دیدن بقیه مطالب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم آبان 1389ساعت 13:40  توسط آترینا | 

 ناگهان قلب تان به شدت می تپد. عرق می ریزید. دچار سرگیجه می شوید. بندبند وجودتان بانگ برمی آورد که؛ «از اینجا برو!» در حالی که خطری در بین نیست، پس چه شده است؟!

همزمان با آهنگ شتابان زندگی امروزین، شمار زیادی از مردم، روان-فشاری را حس می کنند. ولی افزون بر ۱۹ میلیون آمریکایی که از اختلال های دلواپسی رنج می کشند، به عارضه ای خیلی فراتر از فشار روحی روزانه دچارند. آنان با احساسات مربوط به اضطراب مزمن زندگی می کنند و به دهشت یا ناراحتی دمادم گرفتارند. چنین وحشت ها و درد و رنج ها، آنان را از زندگی پرلذت و ثمربخش بازمی دارد.

● نه فقط اعصاب، نه تنها فشار روحی
احساسات وابسته به بیم و هراس یا ناراحتی که بخشی از اختلال های اضطرابی اند، بدون هیچ علت آشکاری رخ می نمایند و در وضعیت هایی که معمولا تنش زا یا خطرناک نیستند، پدید می آیند. کسانی که به اختلال اضطرابی گرفتارند، ممکن است دریابند که واکنش هایشان منطقی نیست، ولی نمی توانند جلوی آنها را بگیرند. همین واکنش های مفرط در برابر اوضاع بی خطر است که اختلال اضطرابی را از «اعصاب» یا فشار روانی هر روزه متمایز می سازند. این پاسخ گری ها قادرند اختلالات را توانکاه سازند

نشانه های اختلالات اضطرابی احتمالا بی خبر پدیدار می گردند، بنابراین حتی امور روزمره نیز خاستگاه ترس طاقت فرسا می شوند. گاهی نبود درک و فهم که به بروز اختلالات مزبور می انجامد، نادیده گرفته شده، کم اهمیت جلوه می یابد، بد تشخیص داده شده و یا در موارد مراقبت های بهداشتی به طرز نامناسبی درمان می گردد. «چند هفته کارم گریه و زاری بود. فکر می کردم به سیاهچالی افتاده ام که امید رهایی ام نیست. از خودم می پرسیدم؛ آیا تا جان در بدن دارم، حال و روزم این خواهد بود؟!» نابسامانی های اضطرابی به پنج دسته اصلی تقسیم می شوند؛

۱) اختلال وحشت زدگی
۲) هراس
۳) روان رنجوری وسواسی فکری - عملی
۴) اختلال فشار روانی پس آسیبی
۵) اختلال اضطراب فراگیر.
عاملی که هریک از اینها را به هم می پیوندد، مردمی هستند که به چنگال این نابسامانی ها اسیرند؛

اضطرابی دارند که اینان را از کار و زندگی باز می دارد.
▪ موقعی که برای این قبیل احساسات، دلیل منطقی وجود نباشد، تنش سراپای وجودشان را فرا می گیرد.
▪ گهگاهی برای دوری جستن از شرایطی که احساسات مربوط به اضطراب مفرط را پدید می آورند، راه افراطی می پیمایند.
این نیاز مبرم به حفظ پاره ای از احساسات مربوط به مهار - توام با این بیم است که اگر در بین نباشد، چه اتفاقی می افتد - توانایی انسان را در انجام امور کاهش می دهد. اختلالات اضطرابی، واقعی، عادی و درمان پذیرند. بسیاری از افراد به محض ابتلا به عوارض یاد شده به نحو مطلوبی درمان می شوند.
● اختلالات وحشت زدگی

این بیماری مداواشدنی اساسا توسط نشانه اصلی اش یعنی حمله هراس مشخص می گردد و آن زمانی است که بدن از خود، علامت های گوناگون هشداردهنده بروز دهد. آنها عبارتند از؛ قلب تپنده، دردهای قفسه سینه، عرق ریزی، لرزش، تکان، حالت تهوع، احساس خفگی، احساس سردی، دل درد، بی حسی (کرختی)، سرگیجه، احساس گرگرفتگی، بیم از دست دادن اختیار، احساس «واهی» و ترس از مرگ.

از آنجایی که این قبیل حمله ها «ناگهان و یکمرتبه» و بدون هیچ علت آشکار و منطقی روی می دهند، بنابراین افراد درگیر به نشانه های مذکور، تصور می کنند که دستخوش حمله های قلبی و یا سایر ناراحتی های ناگهانی شده و در نتیجه حمله هایی از این دست پیاپی رخ می دهند.

هراس (هراس زدگی)؛ هراس، ترس ریشه داری است نامعقول، رنج آور و بنیان کن زندگی انسان. هراس درمان شدنی است. سه نوع هراس اصلی عبارتند از:
۱) هراس ویژه:

اینگونه هراس، ترس فوق العاده از شییء یا موقعیت مخصوصی است که در تحت شرایط کلی زیانبار نیست. هراس ویژه شامل بیم های مشهوری همچون هراس از مکان های باز، بلنداهراسی و جانور هراسی است. شمار زیادی از مبتلایان به چنین هراسی می دانند که چنین ترس هایی نامعقولند، ولی بدون معالجه قادر به غلبه بر آن نیستند.

 

۲) جمع هراسی:
جمع هراسی به بیمی گفته می شود که فردی، هنگام انجام عملی تحت نظر، آشفته یا تحقیر گردد. گونه متداول جمع هراسی، ترس از صحبت در حضور جمع مانند سخنرانی کردن یا در کلاس بلند حرف زدن است.
چه بسا اشخاصی هستند که موقع غذاخوردن و یا نوشتن جلوی چشم دیگران به شدت می ترسند. جمع هراسی، ناراحتی اندک و یا کمرویی نیست که بسیاری از ما آدم ها موقع انجام پاره ای از این اعمال بدان دچار می شویم. شدت و دیرپایی چنین ترسی به اندازه ای است که انسان در بسیاری موارد یارای آن را ندارد که به کار وحشت باری دست زند.

۳) هراس از مکان های باز:
این هراس، به بیم داشتن از جاها یا موقعیت هایی می گویند که شاید گریز از آن دشوار باشد. مانند حضور در ازدحام جمعیت و شلوغی یا در صف ایستادن.

روان رنجوری وسواسی فکری - عملی
فرد مبتلا به این ناراحتی درمی یابد که وسواس فکری ( اندیشه ها و تصورات پیاپی و دل آزار) زندگی اش را چنان به تباهی کشانده که درمان ناشدنی است، همچون بیم از چرک و کثافت یا میکروب، تردیدهای آزارنده یا نیاز شدید به داشتن چیزی با نظم و ترتیب معین، کسی که به درد یاد شده گرفتار می شود، برای مبارزه با چنین وسواس های فکری، درگیر آیین های تکراری گشته و می کوشد اضطراب حاصل از وسواس های فکری را کاهش دهد. نمونه هایی از این حالت عبارتند از:

دست شویی مدام:
ممکن است کسی دست هایش را به قدری بشوید که حتی پوست آنها برود تا بدین وسیله میکروب های موجود را از بین ببرد.
▪ بررسی و بازبینی مجدد:
امکان دارد کسی هر روز یک یا چند ساعت در چرخه انباشته از نگرانی و بررسی بسر برد (مثلا آیا درها را بسته و یا اجاق گاز را خاموش کرده است) تا به این ترتیب بر دودلی های عذاب آورش چیره گردد.
▪ انباشت:

ممکن است فردی از رد کردن اشیا، به رغم بیهودگی مسلم آنها، خودداری ورزد و این عمل به خاطر امور غیرواقعی باشد که احتمالا بعدها مورد نیاز باشند.
آنانی که گرفتار روان رنجوری وسواسی فکری - عملی می شوند، روزانه یک یا چند ساعت (و در موارد حاد، قسمت اعظم روز) را صرف کلنجار رفتن با افکار وسواس گونه و رفتار وسواسی ناشی از اندیشه ها سپری می سازند. اگر چنین ناراحتی درمان نشود، زندگی عادی و پرثمر را دشوار و یا ناممکن می سازد.
● اختلال فشار روانی پس آسیبی

افرادی که از فاجعه ای چون آتش سوزی، زمین لرزه، جنگ) یا پیشامدهای تلخ و جانگداز مانند (تجاوز به عنف، بهره کشی جنسی یا مرگ دلبندی) رهایی می یابند، نمی توانند تصورات اینگونه رویدادها را از ذهن خود بزدایند. دچار کابوس می شوند، خواب به چشمانشان راه نمی یابد و به یاد گذشته می افتند.
اتفاق رخ داده مرتبا در ذهنشان تکرار می گردد و شاید حتی دریابند که دچار همان نشانه های جسمی اند که در زمان رویداد حس می کردند. تمرکز حواس و لذت بردن از زندگی برایشان مشکل می گردد. در مورد برخی افراد، «پی.تی.اس.دی» در عرض چند ماه، بدون مداوا برطرف می شود. لیکن برای برخی دیگر، مداوا ضرورت دارد.

اختلال اضطراب فراگیر
نشانه های اختلال اضطراب فراگیر (جی.ای.دی) شامل شش یا چند ماه احساسات مدام اضطراب مفرط و تنش موهوم یا بی امان است. احتمال دارد مبتلایان به عارضه مورد بحث پی درپی نگران تندرستی خویش، عزیزان، نامزد یا شغلشان باشند، حتی زمانی که این حالت، دلیل موجهی به دنبال نداشته باشد، امکان دارد کلا درباره زندگی دچار اضطرابی مهم گردند. بی آنکه جنبه خاصی مورد نظرشان باشد.

اغلب آرامش از آنان سلب گشته و شاید گرفتار بی خوابی شوند. همچنین مردمان زیادی از نشانه های جسمی همانند خستگی، لرزش، تنش عضله، سردرد، تحریک پذیری یا احساس گرگرفتگی برخوردارند.


● درمان اختلال های اضطرابی


هر چند ویژگی های این اختلالات متفاوت اند، ولی دو روش کلی مداوا هست که موثر بوده اند. یکی از آنها دارو درمانی و دیگری روان درمانی است. هر دو شیوه کارآمد می باشند و گاه آمیزه ای از دو راهکار مداوا، احتمالا چاره سازتر از فقط یکی از آنها باشد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مهر 1389ساعت 16:58  توسط آترینا | 

 تاکنون چند تا نوجوان و یا جوان دیده‌اید که اعتماد به نفس بالایی داشته باشند؟ اعتماد به نفس داشته باشند نه غرور، چون غرور و کبر با اعتماد به نفس فرق می‌کند. با رعایت نکته‌های زیر می‌توان اعتماد به نفس را تجربه کرد:

۱ ) سرشار از عشق به خود و عشق به دیگران باشید.

۲ ) هنگام مواجه شدن با یک تصمیم مشکل یا قرار گرفتن بر سر دوراهی، آن را سخت جلوه ندهید و با افرادی که در آن زمینه تجربه دارند مشورت ‌کنید و بی‌گدار به آب نزنید.

۳ ) به نقاط ضعف خود آگاه باشید و همیشه از موضع قدرت استفاده ‌کنید نه ضعف. زندگی هدفمند داشته باشید و تلاش ‌کنید به هدفتان برسید.

۴ ) هر روز با شوق از خواب بیدار‌شوید و هنگام تصمیم‌گیری شک و دو دلی نداشته باشید.

۵) همیشه نیمه پر لیوان را ببینید یعنی مثبت فکر ‌کنید و در اطراف خودتان هم آدم‌های مثبت‌اندیش را برای دوستی انتخاب ‌کنید.

۶) مهارت‌های ارتباطی را یاد بگیرید و قبل از هر گونه اظهارنظر به دقت و با حوصله به حرف‌های دیگران گوش ‌کنید. مشکل خود را با لحنی شیوا و موثر بیان‌کنید.

۷) سعی ‌کنید خود را در اجتماع و محیطی که در آن زندگی ‌می‌کنید، خوب معرفی کنید، لباس‌های مرتب و تمیز بپوشید و از خرید لباس‌هایی که به شما نمی‌آید حتی اگر مد روز باشد خودداری کنید.

۸) در صورت لزوم با قاطعیت رفتار کنید. با بیانی آرام و منطقی حق خود را بگیرید. بیشتر اهل سازش و مصالحه باشید نه مخالفت.

۹) احساسات خود را کاملا کنترل کنید حتی در ناامیدی. قبل از هر حادثه هیجان‌انگیزی آرامش را تمرین ‌کنید.

۱۰) خوب غذا بخورید و سعی ‌کنید از خوردن غذاهای چاق کننده و مواد ناسالم پرهیز کنید و محیط اطراف خود را همیشه تمیز و پاکیزه نگه ‌دارید

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مهر 1389ساعت 16:57  توسط آترینا | 

بشر از دیرباز به شناخت خویشتن علاقه‌ای وافر ابراز می‌داشته و در این راه سخت تلاش و کوشش و اهتمام می‌ورزیده و بر همین اساس و میل درونی برای شناخت خویشتن است که حالات سلامت و بیماری برای وی از اهمیتی درخور و شایسته برخوردار شده است.

افسردگی یکی از نخستین اختلال‌های روانی است که پزشکان به شرح آن پرداخته‌اند. مشهورترین حالت افسردگی احساس دلتنگی و دل‌گرفتگی و یا قرار داشتن در حالت خلقی بد است. این احساس‌ها معمولا کوتاه بوده و تاثیرات کم و جزئی بر روی فعالیت‌های معمول روزانه دارند. در سطح بعدی افسردگی نشانه‌ها شدت یافته و برای دوره‌ای طولانی‌تر تداوم می‌یابد.فعالیت‌های روزمره ممکن است به شدت سخت شوند. اما هنوز شخص قادر به مقابله با آنهاست. به هر حال در این حالت احساس ناامیدی شاید آن‌قدر شدید شود که خودکشی به عنوان تنها راه‌حل به نظر برسد. کسی که افسردگی را تجربه می‌کند ممکن است نوسانات شدیدی را در خلق تجربه کرده و یا حتی آرزوی کناره‌گیری کامل از فعالیت‌های معمول روزانه و دنیای بیرون را داشته باشد.
● عوامل موثر در بروز افسردگی

بروز افسردگی در فرد دلایل مختلفی می‌تواند داشته باشد، از جمله حوادث مختلفی که در دوران زندگی پیش آمده، رفتار دیگر اعضای خانواده نسبت به او، تغییر محل، محل زندگی و یا شکست و ناکامی‌های زندگی را می‌توان نام برد. کسانی که در کودکی از حضور در اجتماع و فعالیت‌های گروهی و اجتماعی محروم بوده‌اند و بیشتر وقت خود را در منزل گذرانده‌اند در آینده بیشتر در معرض ابتلای به این بیماری قرار می‌گیرند.
▪ اتفاقات زندگی:

بسیار عادی است که در زمان روبه‌رو شدن با یک فاجعه غم‌انگیز مانند داغ‌دیدگی و یا از دست دادن شغل افسرده شویم.
▪ شرایط و موقعیت‌ها:
‌اگر ما تنها بوده و دوستی نداشته باشیم، تحت فشار روانی باشیم، نگرانی داشته و یا از نظر جسمی افت کرده باشیم، احتمال بیشتری می‌رود که افسرده شویم.
▪ بیماری جسمی:‌
افسردگی بیشتر زمانی که از بیماری جسمی رنج می‌بریم به سراغ ما می‌آید.
▪ شخصیت : ‌
هر فردی احتمال دارد افسرده شود اما برخی از افراد احتمال بیشتری برای افسرده شدن دارند.
▪ جنسیت:
‌زنان بیشتر از مردان افسرده می‌شوند شاید به این دلیل که مردان کمتر اجازه می‌دهند احساساتشان بارز شود و اغلب بر آنها سرپوش می‌گذارند.

لذت بردن از زندگی و علاقمند شدن به انجام کارهای روزمره برای این عده دشوار می‌شود. کارهای لذت‌بخش معمولی مانند خواندن روزنامه و یا تماشای تلویزیون دشوار و تحمل‌ناپذیر می‌شود. وقتی افسردگی به شدیدترین سطح خود می‌رسد ممکن است توانایی واکنش هیجانی را از دست بدهد و به آنجا برسد که احساس خوب و بد چندان تفاوتی برایش نکند و ممکن است با آرزوی مرگ واقعا اقدام به خودکشی کند.
لبخند بزنید و تظاهر کنید که خوشحال هستید. راست بایستید و قامت خمیده و افسرده‌وار به خود نگیرید. تحقیقات نشان می‌دهند که شکل‌ چهره واقعا می‌تواند نوع احساس انسان را تغییر دهد. وانمود کردن به تجربه یک حالت عاطفی، واقعا آن حالت را در شما ایجاد می‌کند.
● درمان افسردگی

باید توجه داشت اگر چه حدود ۳۰درصد افراد در طول عمر خود حداقل یکبار درجاتی از این بیماری را تجربه می‌کنند اما آنچه به طور اساسی به درمان نیاز دارد پا برجا بودن حداقل ۵ علامت به مدت ۲هفته است. خوشبختانه راههای موثر فراوانی برای درمان افسردگی وجود دارد که در این رابطه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
ـ چرخه خواب وبیداری خود را تنظیم کنید. در طول روز چرت نزنید تا تنظیم برنامه آسان‌تر شود.
ـ بیشتر کار کنید چون اعتمادبه‌نفس شما را زیاد می‌کند اما اگر در آن واحد مثلا در ۳ جا کار می‌کنید حتما آن را کم کنید چون تنش روانی را زیاد می‌کند.

قهوه کمتر بخورید یک فنجان قهوه شیرین ممکن است افسردگی را دو برابر کند.
ـ ورزش کنید. برایتان بسیار خوب است به طور منظم به ورزشی که برایتان مناسب است بپردازید.
ـ تلویزیون کمتر تماشا کنید. تماشای تلویزیون اثر رخوت‌زا دارد و افسردگی را تشدید می‌کند.
ـ اگر سیگار می‌کشید بدانید که سیگار باعث تشدید افسردگی می‌شود آن را ترک کنید، اگر نمی‌توانید حتما کمک بگیرید (پزشک و...) ترک سیگار به درمان افسردگی کمک زیادی می‌کند.
ـ کتاب‌های مناسب درباره افسردگی و راههای مبارزه با آن را بخوانید.
ـ از عطرهای مناسب استفاده کنید برخی عطرها مانند گل یاس عملا تحرک فرد افسرده را بالا می‌برد.
ـ مصرف برخی داروها مانند داروهای ضدفشار خون، ضدآلرژی و... افسردگی را تشدید می‌کند. پرکاری یا کم‌کاری غدد مانند تیروئید نیز می‌تواند باعث بروز افسردگی شود. از پزشک خود کمک بخواهید.
ـ نواختن موسیقی مناسب در بهبود افسردگی موثر است. یک روانپزشک نواختن موسیقی را شیوه‌ای جهت تخلیه احساسات و هیجانات منفی و همچنین خاطرات ناخوشایند می‌داند.
ـ یکی دیگر از راههای کاهش افسردگی استفاده از نور طبیعی است. نور به بهتر شدن کارکرد بدن کمک می‌کند بنابراین به محض بیدار شدن، پرده‌ها را کنار بزنید تا نور بیشتری به درون اتاق بتابد. از آن بهتر این است که هرچه سریع‌تر از منزل خارج شده و در معرض تابش نور خورشید قرار بگیرید.
ـ با کسی که دوستش دارید در مورد موضوعی لذت‌بخش صحبت کنید. یکی از سریع‌ترین راهها برای مبارزه با افسردگی ایجاد ارتباط با دیگران (افرادی که به آنان علاقه‌مند هستید) است از آنان دوری نکنید.
ـ بسیار مهم است که بر فعالیت‌های اجتماعی خود بیفزایید.
ـ هرگاه احساس تنش می‌کنید از روش‌های خود آرام‌بخشی استفاده کنید. نفس عمیق و پرداختن به امور تفریحی می‌تواند کمک‌کننده باشد.
ـ لبخند بزنید و تظاهر کنید که خوشحال هستید. راست بایستید و قامت خمیده و افسرده‌وار به خود نگیرید. تحقیقات نشان می‌دهند که شکل‌ چهره واقعا می‌تواند نوع احساس انسان را تغییر دهد. وانمود کردن به تجربه یک حالت عاطفی، واقعا آن حالت را در شما ایجاد می‌کند.
ـ نسبت به یادگیری یک زبان خارجی اقدام کنید. تجربه نشان می‌دهد تلاش برای فراگیری زبانی غیر از زبان مادری میزان اعتماد به‌نفس افراد را به شدت افزایش داده و در آنها ایجاد روحیه‌ای پرنشاط می‌نماید. امتحان کنید.
ـ علاوه بر به کار بستن موارد فوق عملی‌ترین و مهمترین راه درمان، استفاده از داروهای ضدافسردگی است که انواع مختلف دارند. هر بیمار ممکن است به یک یا چند نوع داروی خاص پاسخ مناسبی بدهد. به هر حال اکثریت قریب به اتفاق بیماران به یک مورد درمان دارویی همراه با بهره‌گیری از خدمات مشاوره و روان ‌درمانی پاسخ خواهند داد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مهر 1389ساعت 16:55  توسط آترینا | 

گفتن اینكه چگونه به آرامش برسیم بسیار راحت‌تر از انجام دادن آن می‌باشد و گاهی اوقات، اكثر افراد برای رسیدن به آرامش نیاز به كمك دارند. خوشبختانه، راههای متعددی برای تسكین فشارها و تنش‌ها وجود دارد كه یكی از آنها به درد شما خواهد خورد.

چیزی كه بسیاری از روشهای آرام سازی در آن مشترك هستند این است كه آنها به شما یاد می‌دهند كه بدانید چه مواقعی شما در حالت سفتی و انقباض هستند و چگونه شما باید این وضعیت را تسكین داده و از بین ببرید. شما می‌توانید با شركت كردن در كلاسهای آرامش‌سازی (ریلكسیشن)، با خریدن نوارهای آنها و یا با مطالعه كتابهای مربوط به چگونگی آرام سازی، این روشها را یاد بگیرید.

همچنین روشهای پیچیده‌تر و بهتری برای رسیدن به آرامش وجود دارد (مثل روش مدیتیشن)، و نیز روشهایی كه به شما یاد می‌دهند كه بدانید چه موقعی بدن شما در حالت انقباض و سفتی قرار دارد (مثل روش بیوفیدبك).
چگونه خواب خوبی در شب داشته باشیم؟
- صبح‌ها زودتر از خواب بیدار شوید و ببینید كه آیا این كار به زود خوابیدن شما در شب كمك می‌كند یا خیر
- در طی روز مقداری تمرینات ورزشی انجام دهید
- از چرت زدن در طی روز خودداری نمایید
- درست قبل از خواب، اقدام به تمرینات ورزشی نكنید چون اینكار خوابیدن شما را مشكل می‌سازد
- در آخر شب غذای سنگین نخورید زیرا باعث ناراحتی شما میشود، اما گرسنه هم به رختخواب نروید
- شبها از خوردن قهوه و چای و یا نوشابه خودداری كنید
- قبل از اینكه بخوابید با خواندن یك كتاب مشكلاتتان را از ذهنتان دور نمایی
- در ساعات مشخصی هر شب به رختخواب بروید، بدینصورت بدن شما به این ریتم عادت خواهد كرد
- برای اینكه بهتر بخوابید از الكل استفاده نكنید زیرا این كار اثری ندارد و بدن شما به آن عادت خواهد كرد
- مطمئن شوید كه رختخواب شما راحت است
- قبل از اینكه به رختخواب بروید، شیر گرم میل نمایید
- دمای هوا و تهویه اتاق خواب خود را كنترل نمایید تا نه زیاد گرم و نه زیاد سرد باشد
- قبل از خوابیدن سیگار نكشید زیرا نیكوتین موجود در سیگار، محرك می‌باشد
- انجام مقاربت جنسی قبل از خواب می‌تواند به خوابیدن بهتر شما كمك نماید
- قبل از اینكه سعی كنید كه بخواب بروید تمرینات آرامش‌سازی (ریلكسیشن) را انجام دهید
- بخاطر داشته باشید كه اگر بعد از نیم ساعت كه به رختخواب رفتید، نتوانستید بخواب بروید، از رختخواب برخیزید و یك كتاب بخوانید و یا اینكه تلویزیون نگاه كنید.
- درازكشیدن در رختخواب و نگران بودن از اینكه چرا خوابتان نمی‌برد هیچ مشكلی را حل نمی‌كند و می‌تواند باعث بدتر شدن وضعیت شود

آرامش بیوفیدبك (Biofeedback Relaxation): این روش با استفاده از یك دستگاه مخصوص انجام میشود كه وضعیت پاسخ عضلات بدن و یا فعالیت الكتریكی پوست را ارزیابی می‌كند. وقتی كه شما احساس می‌كنید كه بدنتان دچار انقباض و سفتی است، فعالیتهای الكتریكی در پوست و عضلات افزایش می یابد و باعث میشود كه دستگاه بوق بزند و یا اینكه چراغهایش روشن شود. وقتی شما احساس آرامش می‌كنید، صدای بوق دستگاه قطع شده و چراغهای آن خاموش می‌شوند و در نتیجه شما می فهمید كه عضلاتتان در حال آرامش هستند.
ماساژ
ماساژ را می‌توانید خودتان به تنهایی انجام دهید و یا اینكه كس دیگری شما را ماساژ دهد. وسایل مختلفی توسط داروخانه‌ها فروخته میشوند كه شما می‌توانید با خرید آنها، خودتان
به تنهایی ماساژ را انجام دهید اما بهترین كار این است كه شخص دیگری شما را ماساژ دهد. در چنین مواردی شما می‌توانید در مورد مشكلاتتان در هنگام ماساژ دادن با شخص ماساژ دهنده صحبت نمایید كه این كار، كمك بسیاری به رسیدن به آرامش شما خواهد كرد.

شیاتسو (Shiatsu): یك روش ماساژ دادن ژاپنی می‌باشد كه بر اساس فرضیه پزشكی چین باستان ابداع شده است. به عقیده آنها، نیروی زندگی حیاتی ما (كی Qi) در سرتاسر بدن در بعضی از مسیرها در جریان است. اگر جلوی این جریان، بسته و یا نامتعادل شود، بیماری رخ می‌دهد. در ماساژ شیاتسو،‌ نقاط فشار بر روی بدن، دستكاری و ماساژ داده میشود تا مسیر جریان انرژی كی Qi باز شود.
رفلكسولوژی (Reflexology): این روش نیز یكی از روشهای ماساژ باستانی می‌باشد. قسمتهای مختلفی بر روی كف پا وجود دارد كه به عقیده آنها به بعضی از سیستمها و دستگاههای بدن مرتبط است. انجام دستكاری و ماساژ این قسمتها، باعث رفع مشكلاتی كه در بدن وجود دارد میشود.
آروماتراپی (Aromatherapy): این ماساژ با استفاده از بوی عطر روغنهای گیاهی انجام می‌گردد.
تمرین آرامش (ریلكسیشن)
این روش ساده آرام سازی حداكثر ۲۰ دقیقه وقت شما را می‌گیرد. شما می‌توانید این تمرین را در رختخواب، بر روی زمین و یا بطور نشسته بر روی یك صندلی راحت انجام دهید. شما در ابتدا ممكن است بخواهید این تمرین را در شب انجام دهید زیرا بعضی از افراد احساس می‌كنند كه بقدری با این روش آرام می‌شوند كه بخواب می‌روند. وقتی كه شما به این تمرین عادت كردید، قادر خواهید بود كه این تمرین را در هر جایی انجام دهید بدون اینكه بخواب روید (مگر اینكه خودتان بخواهید).
۱- تمام بدن خود را شل كنید. سعی نمایید تا آنجایی كه ممكن است سنگینی خود را بر روی رختخواب یا صندلی احساس نمایید. اجازه دهید كه وزن شما به رختخواب یا صندلی منتقل شود. مثل یك كیسه سیب زمینی، احساس سنگینی كنید.
۲- دستهایتان را در طرفین به حالت شل و آویزان قرار دهید. به پاهایتان هم اجازه دهید كه شل و آویزان باشند. شانه‌هایتان را رها كرده و بیندازید. تمام قسمتهای بدن را از بالا تا پایین شل كنید.
۳- اگر شما قبلاً تمرینات آرامش (ریلكسیشن) انجام نداده‌اید، نیاز خواهید داشت كه یاد بگیرید كه چگونه عضلات خود را شل نمایید. عضلات قسمت بالایی پاهایتان را سفت سفت كنید بطوریكه دیگر نتوانید بیش از آن، آنها را سفت و سخت نمایید. حالا آنها را شل كنید. شما تفاوت بین سفت بودن و شل شدن عضله را احساس خواهید كرد. همین كار از بالای سر تا نوك انگشتان پاهایتان انجام دهید.
۴- اكنون شما احساس می‌كنید كه عضلات شما كمتر از موقعی كه شروع به تمرین كرده‌اید سفت هستند. وقتی شما به این تمرین عادت كردید، دیگر نیازی نخواهید داشت كه قبل از شل كردن عضلاتتان آنها را سفت نمایید.
۵- وقتی كه احساس آرامش و شل بودن كردید، كم كم تنفس خود را آرام و كند نمایید. فقط بر روی تنفس خود تمركز كنید. زمان دم شما باید برابر با زمان بازدم شما باشد یعنی طولانی و آهسته.
اگر شما احساس سبكی در سر كردید، این كار را متوقف نمایید. بعد از ۲۰ دقیقه شما احساس بهتری از وقتی كه تمرین را شروع كردید خواهید داشت. شما احساس آرامش و استراحت بیشتری می‌كنید.
انواع دیگر درمان‌ها
بسیاری از مبتلایان به افسردگی از انواع دیگری از درمان‌ها استفاده می‌كنند كه بعضی از این درمان‌ها، گاهی اوقات موثر می‌باشد، اما بهتر است قبل از انجام این درمان‌ها با پزشكتان مشورت نمایید. این درمانا شالم هومیوپاتی، طب سوزنی و هیپنوتیزم می‌باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مهر 1389ساعت 16:55  توسط آترینا | 
 

 

من؟ من بروم دوباره کنکور بدهم؟ شوخیت گرفته! مغز من دیگه کشش نداره! بله؟ مهمون‌ها بیان خونه، آن‌وقت من غذا درست کنم؟ اصلا همین که فکرش را می‌کنم دست و پام می‌لرزه می‌خواهی آبرویمان بره؟ چی؟

خوشحالی تو پسر! برم بگم با من ازدواج می‌کنی؟ اون کجا؛ من کجا!...


شما هم درباره خودتان این جور حرف می‌زنید؟ البته تعارف را بگذارید کنار و بعد از همه اینها ببینید واقعا به این که توی آینه هر روز روبه‌روی شما می‌ایستد و زل می‌زند توی چشم‌هایتان چه‌قدراعتماد و اطمینان دارید؟ در نظرتان این تصویر را که خودتان هستید چه جوری می‌ببینید؟ یک آدم قدرتمند که می‌تواند گلیم خودش را از آب بیرون بکشد یا یک ترسوی بی دست و پا؟ ساده از کنار این پرسش نگذرید چون جواب به این سوال می‌تواند زندگی شما را زیر و رو کند!


اعتماد به نفس یک چتره! یک خورشید و یک ابره! یک چتر که نمی‌گذارد شما خیس بشوید. یک خورشید که پشت ابر نمی‌رود تا یخ بزنید و یک ابر پر از باران برای وقتی که تشنه هستید. تعریف‌های روان‌شناسانه اعتماد به نفس یعنی درک ارزش‌های شخصی؛ دیدن خود به عنوان فردی که توانایی انجام خیلی از کارها را دارد و خلاصه کلام اینکه اعتماد به نفس یعنی: باور خودمان و توانایی‌هایمان! یعنی تصور و حس مثبت داشتن ازخود.
فکر می‌کنید چه‌قدر این موضوع مهم است؟ عجله نکنید فرصت برای جواب دادن دارید. قبل از آن خواندن چند خط دیگر را هم تحمل کنید.

 
● آنکه اعتماد به نفس دارد، آنکه ندارد


آرامش! اولین و مهم‌ترین اثر داشتن حس اعتماد به نفس، آرامش است. شما به خودتان اعتماد دارید پس ترستان کمتر است. خودتان را قبول کرده‌اید، پس می‌دانید اگر در آزمونی شرکت کنید حتما نتیجه مورد نظرتان را می‌گیرید. می‌توانید برای ده یا بیست نفر غذا درست کنید. نمی‌ترسید که وقت امتحان کم بیاورید. در کمال آرامش برای لحظات‌تان برنامه ریزی می‌کنید. وابسته به حضور دیگران نیستید و همه اینها نتیجه این است که شما به خودتان وصل شده‌اید و به دیوار محکمی‌ تکیه داده‌اید که نه می‌ریزد و نه از شما دور می‌شود. این آرامش موجب می‌شود که مدام کارهایتان را بهتر انجام دهید و ناخودآگاه احترامتان پیش خودتان بالا می‌رود.
اما آدمی‌ که اعتماد به نفس ندارد مدام خودش را و توانایی‌هایش را نادیده می‌گیرد. مسخره می‌کند و به دنبال دیگران است تا او را تشویق کنند. این فرد نمی‌تواند با ترس‌های خود روبه‌رو شود و هرچه بزرگ‌تر می‌شود، ترس‌هایش هم بزرگ‌تر می‌شوند. در حالی که اگر اعتماد به نفس داشت نه تنها در تاریکی و ترس فرو نمی‌رفت که خود را در مقابل ترس‌هایش قرار می‌داد و با آنها روبه‌رو می‌شد.


آنکه اعتماد به نفس دارد قدرت ریسک‌پذیری بیشتری به خودش می‌دهد و در عین حال می‌داند که روی دیگر پیروزی، شکست است بنابراین او هم قدرت پذیرش شکست را دارد و هم پیروزی را.
اما فرد مقابل ریسک نمی‌کند چون از طرفی می‌ترسد که شکست بخورد و از طرفی باور دارد که نمی‌تواند موفق شود.


فردی که اعتماد به نفس دارد، می‌داند که ممکن است خطا کند و اگر این اتفاق افتاد خود را می‌بخشد اما آنکه اعتماد به نفس ندارد اگر خطایی کند به سختی خود را می‌بخشد و این اشتباه را فراموش می‌کند. کسی که اعتماد به نفس دارد دیرتر افسرده و خسته می‌شود و کمتر احساس ناامیدی می‌کند چرا که خودش را پذیرفته است و برای بهتر شدن خودش در تلاش است. آدم‌هایی که اعتماد به نفس دارند، بیشتر می‌توانند اعتماد دیگران را به خود جلب کنند. فکر می‌کنید غیر از این است؟ تصور کنید با دو نفر در مهمانی روبه‌رو می‌شوید یکی با اینکه لباس خوبی پوشیده مدام با لباس‌هایش درگیر است وبا لحنی منفی از دیگران می‌پرسد: «من خیلی بد نه؟» و دیگری با یک لباس کاملا عادی با اعتماد به نفسی که از خودش نشان می‌دهد ناخودآگاه به دیگران و پیش از آن به خودش می‌گوید: «من خوبم» خود شما اگر از این دو فرد بخواهید یکی را انتخاب کنید و کاری را از او بخواهید کدام را انتخاب می‌کنید؟ و صدها و شاید هزارها اثر مثبت دیگر که میوه درخت اعتماد به نفس هستند. حالا شما می‌خواهید طعم دلپذیر این میوه‌ها را بچشید یا نه؟


● شکار اعتماد به نفس


نگران نباشید، هرچند تاثیر دوران کودکی ما هیچ وقت از زندگی که داریم پاک نمی‌شوند اما شما می‌توانید –البته اگر بخواهید- زندگی‌تان را تغییر بدهید. اما چگونه؟


۱) همین الان جلوی آینه بروید و به خودتان بگویید که: من می‌توانم و می‌خواهم که بتوانم و از هیچ‌چیز نمی‌ترسم. این جملات را هروقت که جلوی آینه می‌روید به خودتان بگویید. از زیبایی‌هایتان تعریف کنید و خود را زیبا ببینید و سعی کنید هر روز زیباتر از پیش باشید. اگر چاق هستید به خودتان بگویید عیبی ندارد من هم می‌توانم، می‌توانم لاغر شوم و از همین امروز راهپیمایی را شروع کنید.


اگر بی‌پول هستید بگویید من می‌توانم، سعی کنم که بیشتر پول دربیاورم و دنبال کار باشید.
منتظر چه هستید؟ همین که این حرف‌ها از زبانتان بیرون بیاید شما هم زیباتر شده‌اید، هم پول‌دارتر و هم لاغرتر! باور می‌کنید؟ اگر باور نکرده‌اید به خواندن ادامه ندهید وگرنه راه دوم:


۲) فرار نکنید. از چه می‌ترسید؟ از همین الان به ترس‌هایتان حمله کنید! وارد اتاق تاریک شوید بدون اینکه چراغ را روشن کنید. به سمت آدم مورد علاقه‌تان بروید و ابراز محبت کنید. از چه می‌ترسید؟ از شکست؟ پس بدانید تا زمانی که از شکست بترسید موفق نمی‌شوید. شما باید به این شعر مارگوت بیگل شاعره آلمانی عمل کنید:
«بر آنچه دلخواه من است، حمله نمی‌برم خود را به تمامی بر آن می‌افکنم اگر بر آنم که دیگربار و دیگربار، برپای بتوانم‌خاست، راهی به‌جز اینم نیست»

شما راهی ندارید جز روبه‌رو شدن؛ موفق شدن یا شکست خوردن وگرنه می‌نشینید و مرداب می‌شوید.
۳) با خودتان حرف بزنید. هیچ کس به اندازه خودتان نمی‌تواند به شما کمک کند. با خودتان مهربان باشید. قبل از اینکه بخواهید دیگران با شما مهربان باشند. نکات مثبت خودتان را بزرگ کنید و نکات منفی را پاک نکنید بلکه سعی کنید آنها را رفع کنید. ۴) مقایسه نکنید یا بهتر است بگوییم خودتان را با خودتان مقایسه کنید نه دیگران! اگر بهتر شده‌اید یا بدتر این مقایسه را فقط با خودتان انجام دهید نه دیگران.


۵) گذشته‌ها گذشته! شما امروز آدم دیگری هستید و فردا در دستان شما است. لبخند بزنید، شما مقابل یک دنیا توانایی ایستاده‌اید.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام شهریور 1389ساعت 16:5  توسط آترینا | 

 

ایمان، عشق و اخلاق

ایمان بزرگترین مساله‌ی زندگی ماست. ایمان با خودش دو چیز را به همراه می‌آورد؛ عشق و اخلاق و کسی که این دو را داشته باشد، جهان در نگاه او دیگر بدون شعور نیست.

گاهی به این می‌اندیشم که واقعا چه چیزی به زندگی‌ام معنا خواهد داد؟ چه چیزی انسان را می‌تواند از ظلمت و تاریکی که بدان دچار شده نجات بخشد و چه چیزی می‌تواند هستیِ خاموش را به حرف بیاورد. راستش را بخواهید من با خودم تعارف ندارم. ایمان بزرگترین مساله‌ی زندگی ماست و با خودش دو چیز دیگر را به همراه می‌آورد؛ عشق و اخلاق و کسی که این دو را داشته باشد، جهان در نگاه او دیگر بدون شعور نیست.

نفس کشیدن در هستی بی‌صدا و خاموش عملا افتادن در چاه بیهودگی است. چنین جهانی برای من نه راضی‌کننده است و نه ارزشی دارد که بشود وقتت را بی‌دلیل در آن تلف کنی. راستی تا به حال عریان به این مساله اندیشده‌ای که جهان بدون شعور عجب جای دهشناکی است. به اعماق رفته‌ای و پوچی‌ای که در لایه‌های خاموش چنین جهانی آرمیده است را لمس کنی که هر لحظه ممکن است ما را ببلعد؟ مدام پنهانش می‌کنیم تا آن چشمان گستاخ و بی‌روح را نبینیم.

بعضی وقت‌ها دلم می‌خواهد عمیقا بفهمم اینجا چه خبر است. توی ذهنم تصور می‌کنم توی اقیانوسِ هستی یک شیرجه، از بلندترین ارتفاع ممکن زده‌ام و مدام پایین و پایین‌تر می‌روم. من فرض گرفته‌ام که حتما هستی گوهری دارد و ما می‌توانیم آن را با جهد کشف کنیم. راستش من عملا چنین اعتقادی دارم و اگر کوششی می‌کنم واقعا خواسته‌ام که چیزی کشف کنم، نه جعل...

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم شهریور 1389ساعت 21:25  توسط آترینا | 

 

دوسـتـان خـوب يـك سري ويژگي دارند كه آنها را از ديگران متمايز مي كند و سبب ميگردد دوستــان بيشتري در كنار خود داشته باشند بنابراين با تـغيـيـر رفـتـار خــود به جرگه اينگونه افراد بپيونديد:


1- يـك دوسـت خـوب حرفهايي كه بصورت محرمانه به وي زده شـده اسـت را نـزد خـود نـگـاه داشـتـه و رازدار شـمــا
ميباشد.

2- وقت شناس بوده و در قرار ملاقاتها و يا ميهمانيها قابل اطمينان بوده و سر موقع حضور مي يابد.

3- يك دوست خوب به موقعيت، موفقيت ها و يا دوستان دختـر و يـا پسـر جـديـد شـــما حسادت نمي ورزد.

4- يك دوست خوب هنگامي كه دچار بيماري و كسالت ميـگرديد با شما تماس گرفته و حالتان را جويا مي شود و به عيادت شما مي آيد.

5- وي ميداند كه چه زماني صحبت و چه زماني سكوت نموده و تنها گوش دهد.

6- هنگامي كه حالتان مساعد نبوده و يا دل و دماغ كاري را نداريد و پكر ميباشيد وي از رفتار شما دلخور نميشود.

7- اگر شما به فضاي بيشتري نياز داشته باشيد و يا مي خـواهـيد تنها باشيد، آنها اين رفتار شما را طردشدگي تلقي نكرده و از شما دلگير نميشوند.

8- يـك دوست خــــوب حيوان خانگي شما، مادر زن بدخلق شما و كـودكـان پـر جـنـب و جوش شما را به خاطر شما تحمل خواهد كرد.

9- وقتي نظر او را در مــورد مسئله اي جويا شويد با جان و دل و صادقانه نظرات و عقايد خودش را در اختيارتان قرار مي دهـد و حتـي اگـر بـه نـصايـحش نـيز عـمل نكنيد ناراحت نميشود.

10- وي با شما ميخندد،گريه ميكند و كارهاي ماجراجويانه انجام ميدهد اما به ديگران چيزي در مورد آنها نميگويد.

11- پيش از سر زدن به منزلتان، شما را مجبور نميكند كه خانه را تميز و مرتب كنيد.

12-
وي اجازه نمي دهـد كسـي پشت سر شما و در غياب شما در مورد شما بدگويي كند و به دفاع از شما خواهد پرداخت.

13- شما را به كارهاي ماجراجويانه، رشد دهنده و پيشرفت در كار تشويق خواهد كرد.
14- هنگاميكه خودروي شما دچار نقص فني گردد شما را به مقصدتان خواهد رساند.

15- روز تولدتان هميشه به يادش بـوده و اگر برنامـه خـاصـي بـراي آن روز تـــدارك نديده باشيد شما را به بيرون برده و يـا برايتان كيك سفارش ميدهد.

16- دوست خوب از شما انتظار ندارد كه اتوماتيك وار با عقايد وي در خصوص مسايلي همچون سياست،مسايل جنسي و مذهب موافق باشيد و به عقايد شما حتي اگر برخلاف عقايدش باشد احترام ميگزارد.

17- هيچگاه شما را نزد ديگران خرد و تحقير نـكرده بلكه همواره به شما احترام ميگذارد و در حضور ديگران از شما تعريف مي كند.

اگر دوستي را سراغ نداريد كه با شما اينگونه رفتار كند شايد يك دليـل آن ايـن باشد كه شما نيز با آنان چنين رفتاري تا بحال   نداشته ايد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 18:51  توسط آترینا | 

 هیچ چیز مثل زندگی مثبت‌نگرانه نمی‌تواند احساس شادکامی و خوشبختی را در انسان بوجود بیاورد. انسانهایی که احساس خوشبختی می‌کنند افرادی هستند که کمتر با افکار و مسائل منفی سروکار دارند و اجازه نمی‌دهند بیش از مقدار لازم و طبیعی با مسائل منفی درگیر شوند. با نیمه پر لیوان زندگی می‌کنند و اتفاقات را از جانب مثبت ارزیابی می‌کنند. افکار روزانه آنها حول و حوش مسائل خوب دور می‌زند و با دیدگاهی مثبت کارها و امور زندگی خود را دنبال می‌کنند. آنها کمتر از نمی‌شود، نمی‌توان و ... استفاده می‌کنند. مثبت‌بینی نیروی انسان و اراده او را در جهت رسیدن به اهداف و خواسته‌هایش تامین می‌کند.

معنویات نقش مهمی در شادکامی دارند

امور معنوی و پیوندهای قلبی انسان با آنها بسیار موثر هستند. این پیوندها علاوه بر کمک به انسان در جهت داشتن نگرشی مثبت به زندگی به او کمک می‌کنند در شرایط سخت و منفی و آزار دهنده نیز تسلط بیشتری روی مسائل داشته باشند. انسان بدون معنویات و ارتباطش با این منابع بی‌تکیه‌گاه است. در مراسم معنوی شرکت کنید، هر چند وقت به اماکن متبرکه و زیارت‌گاهها بروید.

انگیزه خود را تقویت کنید

انگیزه موتور حرکتی انسان انسان بی‌انگیزه راکد و کسل و بی‌تحرک است. با عوامل مخل انگیزه بجنگید و عواملی را که انگیزه شما را قدرتمند و قوی می‌سازند را تقویت کنید.

شبکه اجتماعی خود را وسعت دهید

داشتن روابط گسترده برای زندگی سالم و کم استرس مفید است. افراد تنها بیشتر دچار استرس می‌شوند و بیشتر دچار کسالت و بی‌حوصلگی می‌شوند. روابط خود را بیشتر و بیشتر کنید. این نوع روابط علاوه بر پر کردن اوقات فراغت شما در شرایط سختی و ناراحتی نیز تکیه‌گاه خوبی را برای شما فراهم می‌کند.

برنامه ریزی داشته باشید

بدون برنامه ریزی زندگی بهم ریخته و نامنظم است و بی‌نظمی مخل آسایش و خوشبختی. نظمی به زندگی خود بدهید کارها و وظایف خود را مشخص کنید و هر چیز را سر جای خود قرار دهید و برای هر کاری وقتی تنظیم کنید. به این ترتیب شما در بین کارها و وظایف و مشغله‌های مختلف گیر نخواهید افتاد و کمتر و کمتر دچار ناراحتی و استرس  خواهید شد طبعا شادمان‌تر و شاداب‌تر خواهید بود.

به ظاهر خود توجه کنید.

ظاهر انسان ، آینه‌ای از درون اوست. افرادی که به ظاهر آراسته خود اهمیت نمی‌دهند علاوه بر تاثیر منفی خود روی اطرافیان روی روحیه خود نیز تاثیر منفی دارند. به لباس ، زیبایی و جوانی خود توجه کنید. زمانی را برای حفظ زیبایی و جوانی اختصاص دهید.

 

هدفمند باشید

داشتن اهداف بیشتر برنامه‌ها و امور زندگی انسان را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. راه و روش زندگی شما در راستای اهداف‌تان از زندگی شکل می‌گیرد. اهداف بلند مدت و کوتاه مدت خود را معین کنید. خلاقیت بیشتری به خرج بدهید و روشهای جدیدی را برای رسیدن به اهداف خود یاد بگیرید. اهداف به شما انگیزه می‌دهند و شیوه‌های خوب زندگی را برایتان ترسیم می‌کنند.

درآمد خود را افزایش دهید

علاوه بر همه کارهایی که برای ایجاد شادابی در خود انجام می‌دهید موضوع درآمد و رفاه را فرموش نکنید. به فکر راههای سالمی باشید که درآمدهای شما را افزایش می‌دهند. به این ترتیب راه را بر برخی مشکلات مالی که ممکن است در زندگی داشته باشید ببندید. علاوه بر این با این کار احساس کفایت ، استقلال و خواسته‌های خود را نیز تامین کرده‌اید.

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم مرداد 1389ساعت 10:30  توسط آترینا | 
در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را که در يک جاده اصلى قرار داد. سپس در گوشه‌اى قايم شد تا

ببيند چه کسى آن را از جلوى مسير بر می‌دارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکه‌هاى خود به کنار

 سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند.بسيارى از آن‌ها نيز به شاه بد و بيراه گفتند که

 چرا دستور نداده جاده را باز کنند. امّاهيچ يک از آنان کارى به سنگ نداشتند.
 
سپس يک مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديک سنگ رسيد. بارش را زمين گذاشت و شانه‌اش را زير

 سنگ قرار داد و سعى کردکه سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدن‌ها و عرق ريختن‌هاى زياد

 بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بارسبزيجاتش رفت تا آن‌ها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد

 متوجه شد کيسه‌اى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است.کيسه را باز کرد پر از سکه‌هاى طلا بود و

 يادداشتى از جانب شاه که اين سکه‌ها مال کسى است که سنگ را از جاده کناربزند. آن مرد روستايى

 چيزى را می‌دانست که بسيارى از ما نمی‌دانيم!




هر مانعی=فرصتی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389ساعت 8:48  توسط آترینا | 

   16 راه برای کامل و بالغ شدن  

شما از نظر ظاهری به عنوان یک فرد بالغ شناخته می‌شوید. اما تا زمانی که از نظر عاطفی و ذهنی به بلوغ نرسید، نمی‌توانید نام یک شخص کامل را روی خود بگذارید، روش‌های زیر به شما کمک می‌کند که راه رسیدن به کمال را آسان‌تر طی کنید.


  1)- مسوولیت‌پذیری
بدون هیچ عذر و بهانه‌ای یاد بگیرید که مسوولیت کارهایی را که انجام می‌دهید به عهده بگیرید. همانطور که تحسین و تمجید را قبول می‌کنید باید گله و شکایت را نیز بپذیرید. برای پیامد تصمیم‌های خود آماده باشید و سعی کنید تصمیمات درستی اتخاذ کنید چرا که قبول مسوولیت کار دشواری است.


  2)- احساسات خود را کنترل کنید  
عدم توانایی در کنترل احساس می‌تواند هم در زندگی فردی و هم در زندگی اجتماعی لطمات جبران‌ناپذیری را به شما وارد آورد. نباید احساساتتان را سر به نیست کنید بلکه باید آنها را از طریق یکسری رفتار و گفتار موجه بروز دهید.


 3)- بخشنده باشید
موفقیت شما به کمک‌هایی بستگی دارد که در میان راه از دیگران دریافت می‌کنید. بدون هیچ چشمداشتی به دیگران کمک کنید.


 4)- وقت خود را با خانواده و دوستان بگذرانید
صله‌رحم را از یاد نبرید، اگر نمی‌توانید همیشه به دیدنشان بروید، حداقل ارتباط تلفنی را قطع نکنید. این امر برای دوستانتان نیز صدق می‌کند. سعی کنید حداقل آخر هفته را با آنها بگذرانید.


5)- ضعف‌های شخصیتی خود را از بین ببرید
در شناخت عادات، ویژگی‌های اخلاقی و به طور کلی شخصیتتان تلاش کنید. ضعف‌ها را به تدریج از بین ببرید و نقاط قوت را تقویت کنید.


  6)- متوجه رفتار خود باشید 
رفتار و گفتار شما در قبال دیگران تعیین‌کننده برخورد آنها در قبال شماست. شما یک تابلوی تبلیغاتی متحرک هستید که توجه همه را به خود جلب می‌کنید، پس بهتر است اخلاق خوب خود را به نمایش بگذارید.


7)- کار خودتان را انجام بدهید
کاری که تصور می‌کنید برایتان مناسب است انجام دهید نه کاری که دیگران فکر می‌کنند انجام آن برایتان لازم است. خودتان را با کسی مقایسه نکنید.


  8)- درستکار باشید
یک فرد درستکار همیشه برای اصول اخلاقی ارزش بیشتری نسبت به لذات و سودهای شخصی قائل است. روی حرف خود بایستید و کاری را که فکر می‌کنید درست است، انجام دهید.


  9)- با اهدافتان روبه‌رو شوید
افراد موفق همه دارای یک عادت ویژه هستند: هدفمند و تلاش برای رسیدن به مقصود بدون داشتن هدف و نقشه مناسب زندگی شما عادی شده و شادی و موفقیت ناچیزی نصیبتان می‌شود.


  10)- عادات بد خود را ترک کنید
یکی از عادات بد خود را انتخاب کنید و به دوستان و خانواده خود بگویید که قصد ترک آن را دارید اگر آنها به عنوان یک مراقب در کنار شما باشند، تمایل شما نسبت به انجام این کار افزایش پیدا می‌کند.

 


۱۱)- روحیه جوان و شاداب داشته باشید
به خاطر داشته باشید که سن شما به آن اندازه‌ای است که خودتان می‌خواهید. یک شیوه شاداب و جوان‌پسند را در زندگی پیش بگیرید تا بدن و ذهن شما همواره به تحرک واداشته شود.


  12)- از موقعیت‌های خود استفاده کنید
فرصت‌های بی‌شماری در زندگی هر فردی وجود دارد اما سود بردن از آنها کار ساده‌ای نیست و ریسک بالایی دارد. کاری نکنید که موجبات پشیمانی شما را فراهم آورد.


  13)- تمرین بردباری
صبر و پافشاری شما را به سمت کامیابی و موفقیت رهنمون می‌سازد. بیشتر انسان‌های بزرگ بیشتر از اینکه موفق شده باشند در زندگی خود با شکست مواجه می‌شدند.


 علایق خود را متنوع کنید 14)-
یک سرگرمی جدید برای خودتان پیدا کنید. با یادگیری ورزش‌ها و مهارت‌های جدید خود را به چالش وادار کنید.


  15)- ساعات مطالعه خود را بیشتر کنید
مطالعه یکی از راه‌های مناسب برای افزایش اطلاعات و دایره لغات شما است. روزی یک ساعت هم که شده تلویزیون را خاموش کرده و در عوض مطالعه کنید.

 

  16)- ورزش کنید
ورزش یکی از راه‌هایی است که از شما فرد سالم‌تر و جوان‌تری می‌سازد. آنقدر که کار شما ارزش دارد، مدت‌زمانی که مشغول به انجام آن هستید مهم نیست.

 

همچنان که به مسیر خود در راه رسیدن به یک فرد کامل ادامه می‌دهید، به خاطر داشته باشید که طرز تفکر مثبت همیشه به عنوان اساسی‌ترین فاکتور شناخته می‌شود. دید مثبت ذهنی نسبت به هر چیز در زندگی شما اجازه می‌دهد در جایی که دیگران شکست خوردند به پیروزی دست پیدا کنید، بدون توجه به اینکه شرایط تا چه حد دشوار است اگر نقطه‌نظر مثبتی داشته باشید و این کار را ادامه دهید، همیشه راهی برای پیروزی در مقابلتان بازخواهد شد.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389ساعت 16:48  توسط آترینا | 

اعتماد به دیگری بر چه اموری دلالت می کند؟

اعتماد به مفهوم کاربردی بدین شرح است که شما به طرف مقابل اطمینان می کنید، تصورتان بر این است که با شما صادق است، به قول های خود وفادار است و آنها را عملی می کند، به شما وفادار است، و ترکتان نخواهد کرد. در این قسمت فاکتورهایی مطرح می شوند که پیرامون مبحث اعتماد باید آنها را در نظر بگیرید. هنگامیکه میخواهید به دیگران اعتماد کنید باید یک چهارچوب واقع گرایانه را در ذهن خود مجسم کنید و این احتمال را نیز بدهید که امکان خطا و شکست نیز وجود دارد. اعتماد باید در محیطی مملو از خواست و اراده و بخشش بوجود آید و در نظر داشته باشید که اعتماد در کنار محبت و پذیرش است که به اوج شکوفایی خود خواهد رسید

اعتقاد بر این است که در مقوله اعتماد، هیچ گونه ماشین جادویی وجود ندارد؛ به این معنا که چنین نیست شما موادی را وارد ماشین مورد نظر کرده و از آنطرف اعتماد بدست آورید. درون افراد بسیار پیچیده است، ممکن است آسیب ها و لطماتی را در گذشته تجربه کرده باشند. ترس ها و شکست های گذشته ممکن است پذیرش آنها را برای اعتماد پایین بیاورن، اما به هر حال همه ی انسان ها این توانایی را دارند که گذشته ی خود را تغییر داده و اعتماد و اطمینان را مجدداً به رابطه ی خود راه بدهند. شما می توانید اعتماد را در رابطه هایی که اعتماد در آن از بین رفته است از نو زنده کنید. در این راه کمک پروردگار را نیز نباید فراموش کرد

 

انتظارات خود را تدوین کنید

همه ما انسان هستیم، سست و شکننده ایم، ممکن است دچار وسوسه و اشتباه شویم، و گناهی را مرتکب شویم. به همین دلیل زمانی که به کسی اعتماد می کنید باید نوعی اعتماد واقع گرایانه را برای خود مرجع قرار دهید. به مرور زمان هر چقدر که رابطه صمیمی تر می شود، اعتماد میان طرفین نیز افزایش پیدا خواهد کرد. چرا که وقتی شما با کسی که دوستش می دارید زمانی را صرف می کنید و به مرور زمان شناخت و آگاهی شما از او زیاد تر می شود، نتیجتاً با هم تفاهم بیشتری پیدا میکنید و اعتبار رابطه شما نیز افزایش می یابد. شما می توایند نسبت به خصوصیات اخلاقی، شخصیت، نیازها، خواست ها، محرک ها و ترس های طرف مقابل دید بازتری پیدا کنید و به این واسطه اربتاط بهتری را با او برقرار کنید .عشق بی حد و مرز به راحتی میتواند اعتماد ایجاد کند به این دلیل که وقتی شما یک چنین عشقی را نسبت به فرد مقابل ابراز می کنید، فرد به طور معمول و به خودی خود می تواند حس پذیرش القا شده ازسوی شما را درک  کند و با شما احساس راحتی پیدا می کند فرد مورد نظر همچنین می تواند به راحتی احساساتش را با شما در میان بگذارد. عشق بی قید و شرط همچنین می تواند سبب ایجاد عزت نفس در فرد گردد و ترس از عدم پذیرش را در آنها به میزان زیادی کاهش دهد. به این طریق آنها در ارائه ی احساساتشان نسبت به شما صادق خواهند بود و نظرها و عقایدشان را به راحتی با شما در میان می گذارند و از شکست هایشان با شما سخن خواهند گفت. نتیجه ی انجام چنین اعمالی، اعتماد و اطمینان را به رابطه ی شما دعوت خواهد کرد. دلیلش این نیست که فرد مقابل انسان کاملی است بلکه تنها دلیلش این است که با صداقت در این رابطه رفتار شده است

 

                                                                                   عشق مطلق صبور و مهربان است

این عشق به دنبال کسب منافع شخصی نیست. هیچ موقع تاریخچه ای از کارهای اشتباه را در ذهن خود ثبت نمی کند. زمانیکه عشق صبور نباشد، تحمل نکند، بخشش نداشته باشد، همیشه مایوس باشد، و دنبال خطا و اشتباه بگردد سبب ایجاد ترس می شود و فقط به دنبال پیدا کردن عیب و نقص در طرف مقابل است. عشقی که در آن ترس وجود داشته باشد، جوی از تخریب، نادرستی و بی ثباتی را ایجاد می کند.

شما در ابتدا می توانید حد محدودی از اعتماد را به طرف مقابل داشته باشید تا او را به خوبی بشناسید؛ آنوقت آنها به مرور زمان متوجه می شوند که واقعاً به آنها اهمیت می دهید، اما حقیقت اینجاست که برخی از افراد برای نابودی احساسات دیگران هیچ ارزشی قائل نمیشوند. به طور حتم زمانیکه کسی در قبال آنها قول خود را می شکند، به وعده ای که داده عمل نمی کند، خیانت می کند، بی وفایی می کند، و یا دروغ می گوید باید خودش را تغییر دهد. شما می توانید از او تقاضا کنید که برخی چیزها را عوض کند و این ریسک را بپذیرید که مجدداً همه چیز را از نو شروع کنید. می توانید برای شروع مجدد از منابع مختلفی از جمله مشاور کمک بگیرید. اگر افکار خودکشی به ذهنتان خطور کرد، می توانید با 110 تماس بگیرید و یا به اورژانس بیمارستان مراجعه نمایید

اگر فرد مقابل در مورد تغییر جدی نبود و مرتباً به دروغ گفتن ادامه می داد، آنوقت باید روی این مطلب فکر کنید که "آیا بهتر نیست رابطه ی خود را پایان بخشید؟"

نگاه دقیقی هم به خودتان بیندازید

شما خودتان انسان کاملی نیستید و احتمالاً زمانی بوده که کسانی را که دوستتان می داشتند را ناراحت و ناامید کرده و آنها را از خودتان رنجانده اید. می توانید قول بدهید که هیچ گاه چیزی که باعث آزار رسیدن باشد نگویید، هیچ گاه دروغ نگویید، مبالغه نکنید و همیشه به قول هایتان عمل کنید. اما از آنجایی که شما انسان هستید باز هم ممکن است که اشتباه کنید و فرد مورد نظر را ناامید کنید. تنها چیزی که شما و شریکتان می توانید به هم قول بدهید این است که رشد کنید به دنبال حق باشید و از پروردگار طلب قدرت و تغییر کنید. در این صورت شما و کسی که دوستش می دارید، هر دو قابل اعتماد تر می شوید و هر چند که هیچ یک از شما دو نفر نمی توانید انسان های کاملی باشید، اما می توانید در رابطه تان برای یکدیگر قابل ستایش باشید.

در هر رابطه ای که انسان ها با یکدیگر برقرار می کنند به هر حال این امکان زیاد است که انواع مختلفی آزار و اذیت در آن بوجود آید. به همین دلیل همه ی ما نیاز داریم که تبدیل به افرادی شویم که راحتتر می بخشند و راحت تر به اشتباهاتشان اعتراف میکنند. این توانایی روح افراد را تصفیه کرده، تواضع و فروتنی را در میان افراد گسترش می دهد و صلح و دوستی را در میان آنها برقرار می سازد. به این طریق بر ژرفای عشق و سرسپردگی موجود در رابطه افزوده می شود.

اجزای تشکیل دهنده ی عشق از جمله بخشش و سرسپردگی از جمله مهتمرین مولفه های ایجاد اعتماد در یک رابطه محسوب می شوند. بخشش به شما این اجازه را می دهد که از نو همه چیز را برای یک مرتبه ی دیگر شروع کنید و برای بار دیگر به یک انسان جایز الخطا اعتماد کنید. عشق و محبت، اعتماد را تقویت می کند. سرسپردگی و صداقت حس مسئولیت پذیری طرفین را نسبت به یکدیگر افزایش میدهد 

توانایی بخشش از توانایی بخشیدن فردی نشات می گیرد

همه ی ما انسان هستیم و در زندگی خود دچار نقصان و کاستی می شویم. انسانها به راحتی می توانند روح خود را پاک کنند هر چند هم وقایع ناگوار بیشماری در گذشته برایشان اتفاق افتاده باشد. خداوند امروز به ما قدرت داده و برای آینده نیز امید را برایمان مقرر نموده است. هر اتفاقی که دیروز برایتان روی داده باشد، بخشیده خواهد شد و فرداها خداوند به همراه شما خواهد بود

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389ساعت 19:30  توسط آترینا | 

 

اعتماد:

اطمينان و باور، چيزي نيست كه آن را در بيرون از خود بجوييم و به سوي آن، دست دراز كنيم.((آنتوني رابينز))

 

بهترين دستور زندگي اين است كه اعتماد به نفس داشته باشيد.((ميكل آنژ))

 

به همه اعتماد داشتن خطرناك است، به هيچ كس اعتماد نداشتن خطرناكترين است.((آبراهام لينكلن))

ترس، شك و ترديد و نبود اطمينان و باور، هرگز نتايج چندان گهرباري ندارند و نخواهند داشت.((آنتوني رابينز))

 

به ياد داشته باشيد، باور، اطمينان و قطعيت، يك مهارت و توانايي است كه هرچه بيشتر آن را تمرين كنيد، هر بار مي‌توانيد با سادگي بيشتري به آن دست يابيد.((آنتوني رابينز))

 

در دنيا عده ي اندك شماري يافت مي شوند كه مي توان به آنها اعتماد كرد؛ بايد گشت و اينها را يافت.((آندره موروا))

 

در ادبيات نيز مانند عشق نمي توان به گزينش ديگري اعتماد كرد. بايد كه مؤمن و معتقد و وفادار باشيم نسبت به آنچه كه طبع و انديشه ي ما مي پسندد.((آندره موروا))

 

يك عشق بزرگ، به موجودات بسيار ساده قدرت و قابليت تيزهوشي، از خودگذشتگي و اعتماد و اطمينان خاص مي بخشد.((آندره موروا))

 

برنامه ريزي براي آينده، نگراني و عدم اعتماد را كاهش مي دهد.((اسپنسر جانسون))

 

كسي كه به خود اطمينان دارد به تعريف كسي احتياج ندارد.((گوستاولوبون))

 

اگر به كسي اعتماد نداري از او دوري كن.((ناپلئون بناپارت))

 

بهترين دستور زندگي اين است كه اعتماد به نفس داشته باشيد.((ميكل آنژ))



هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشكن: اعتماد، قول، رابطه و قلب؛ زيرا اينها وقتي مي شكنند صدا ندارند، اما درد بسياري دارند.((چارلز ديكنز))

 

به شخصي كه به هيچ كس اعتماد ندارد اطمينان نداشته باشيد!((ويليام شكسپير))

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم تیر 1389ساعت 8:59  توسط آترینا | 

سلام دوستان

خواندن این مقاله واقعا به شما کمک میکنه که هدف زندگیتون رو بشناسید

هنگامي كه بداني ثمره تلاش و فعاليت‌هاي تو به ديگران هم سود مي‌رساند و ممكن است زندگي آنها را نيز هدفمند كرده تغيير دهد، انگيزه‌اي آنچنان قدرتمند در وجودت شكل خواهد گرفت كه مي‌تواني مشكل‌ترين كارها را نيز انجام دهي.
وقتي حس كني كه براي ديگران مفيد هستي،‌ شور و شوق و نيرويي رايد الوصف پيدا مي‌كني كه در عبور از هر مانعي به كمكت خواهد آمد. دوست عزيز بدان كه اگر هدفت را از زندگي پيدا نكني، همواره جايي خالي در وجودت حس مي‌كني و انگار كه چيزي گم كرده باشي سرگردان و بي‌هدف زندگي را سپري خواهي كرد ولي لذتي از آن نمي‌بري.
اين كمبودهاي دروني هستند كه احساس‌هاي تلخ نااميدي، درماندگي، پوچي، طردشدگي، ناامني، ترس و آسيب‌پذيري را به همراه مي‌آورند و زندگي را به كامتان تلخ خواهند كرد.
پيدا كردن هدف زندگي امر واجبي است و هيچ كس نبايد آن را به حاشيه رانده از آن غافل شود. تو نمي‌تواني هدف زندگي خود را در بين كتاب‌ها و مجلات و آگهي‌هاي بازرگاني پيدا كني يا از كسي بخواهي كه هدف زندگيت را مشخص كند. اين وظيفه فقط برعهده توست يا بايد آن را كشف كني يا اين كه خلقش كني.
علاقه و خواسته‌هاي تو، تصميم وعزم و اراده‌ات عواملي هستند كه هدفت از زندگي را شكل مي‌دهند.
- به چه چيز بيش از همه علاقه داري؟
- دوست داري به چه كاري مشغول باشي و در چه كاري مهارت‌هاي بيشتري داري؟
- چه چيزي باعث مي‌شود كه صبح از رختخواب بيرون بيايي؟
- دوست داري چه كار كني كه ديگران را خوشحال كند يا گره‌اي از مشكلاتشان بازنمايد؟
- آيا از كمك كردن به ديگران شاد مي‌شوي؟ اگر اين طور است دوست داري چگونه اين كار را انجام دهي؟
- اگر بداني شكست نمي‌خوري، دست به چه كاري خواهي زد؟
خداوند انسان را موجودي يگانه ومتفاوت از بقيه آفريده‌هايش خلق نموده است و هر كدام از ما استعدادها، توانايي‌ها و نيروهاي بالقوه‌اي دارد كه بايد آنها را در همين "هدف زندگي" جان بخشيم و به عرصه عمل درآوريم. هنگامي كه هدف زندگيت را بيابي، از زندگيت لذت خواهي برد چرا كه هر روز صبح با انگيزه انجام كارهاي مورد علاقه‌ات از رختخواب بيرون مي‌آيي، تمام روز با سعي و كوشش فراوان در جهت تحقق هدفت فعاليت مي‌كني و هنگامي كه مي‌بيني ديگران از نتايج كارهايت بهره مي‌گيرند و لبخندي سرشار از رضايت روي لب‌هايشان مي‌نشيند، پي مي‌بري كه تلاش‌هايت بيهوده نبوده است. به اين ترتيب با خستگي رضايت بخشي به رختخواب مي‌روي و خوابي خوش را تجربه مي‌كني. از ملزومات تعيين هدف اينست كه خود را به درستي بشناسي و از تمامي نقاط قوت و ضعف خود به تمامي آگاه باشي.
تو در كاري كه به آن علاقه‌مندي مهارت داري و آنچه را كه دوست داشته باشي به خوبي و با تمام وجود به انجام مي‌رساني. وقتي كه ما دريابيم كه به واقع به چه چيز علاقه‌منديم، هيجان و شور و اشتياقي بي‌مانند درونمان احساس خواهيم كرد كه ما را در مسير نيل به آن هدف قرار داده تا به انتها كمكمان خواهد كرد. گاهي اوقات هم پيدايش اين هدف و كشف آن باعث مي‌شود كه ما نااميد و افسرده شويم چرا كه مي‌بينيم چقدر فرصت‌ها را از دست داده‌ايم و تا برآورده كردن آرزوهايمان چه راه سخت و طولاني در پيش داريم.
تو بايد اين دو احساس متضاد را كنار هم جمع كني و آن نيروي بزرگ و انگيزه قدرتمند را براي جبران فرصت‌هاي از دست رفته به خدمت بگيري بدان كه شروع يك كار هميشه دشوارست ولي همين كه قدم اول را برداري، از آن خيال پردازيهاي روزانه در ميايي و به دنياي واقعيات پا مي‌گذاري. به خاطر داشته باش كه مسافت هزار كيلومتري با شروع از يك گام پيموده مي‌شود و كسي كه مي‌خواهد كوه را جابه‌جا كند، ابتدا از جمع كردن سنگريزه‌ها آغاز مي‌كند. اين يك ضرب‌المثل معروف چيني است.
هنگامي كه دريابي به واقع از زندگي چه مي‌خواهي و علاقه و خواسته‌ات در زندگي چيست، تصميم مي‌گيري كه به آن برسي و نقشه راه را ترسيم مي‌كني. اين نقشه مسيرهاي گنگ و مبهم را روشن كرده و راههايي كه به بن‌بست ختم مي‌شوند را حذف مي‌كند. وقتي كه مسير به وضوح و روشني مشخص شد، ماهيت و شكل هدف نيز اندك اندك روشن مي‌شود و تو خواهي توانست ابعاد آن را به چشم ببيني. روياهايتان را فراموش نكنيد و به آنها جان ببخشيد چرا كه بدون اين آرزوها زندگي پويايي و نشاطش را از دست خواهد داد. آرزوها و تلاش‌هايي كه براي تحقق آنها صورت مي‌گيرند، زندگي را به جرياني پربار، مفيد، پويا و لذت‌بخش تبديل خواهند كرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم تیر 1389ساعت 13:21  توسط آترینا | 
 

هدف زندگي

زندگي موهبت و هديه خداوند به ما است. اجازه نداريم زندگي را تباه کنيم. اجازه نداريم در فقر، نااميدي، حسرت وافسردگي روزگار را بگذرانيم و در اين دنيا بدون هدف، بدون آرمان و باري به هر جهت، زندگي کنيم.


  مراقب گذر لحظه هاي ارزشمند عمر خود باشيد. لحظه لحظه هاي ارزشمند عمر مستحق اين بي خيالي نيست. زندگي دکمه بازگشت ندارد. در زندگي هر چه را با تمام وجود بخواهي به دست مي آوري.همين الان دقيقا بنويس چه مي خواهي. انسانهاي هدفمند خود را باور دارند و اعتماد به نفسشان عالي است. هدف ها مقصدند و زندگي مسير. تا مقصد معين نباشد، مسير معنا ندارد.

 بي هدف بودن، تو را دچار روزمرگي مي کند. داشتن هدف تو را از تقليد کورکورانه و از گم شدن در راهي که مقصود تو نيست ، باز مي دارد بدانيد که هدف ها هستند که مسير و مقصد زندگي را تعيين و روشن مي کنند و به انسان اعتماد به نفس، انگيزه و عشق به زندگي ميدهند. هدف، تو را به تحرک و مي دارد و تو را با استعدادها و توانمندي هاي بي کران درونت آشنا مي کند. هدف، انگيزه رفتنت و محرک تلاش و کوششت مي شود. داشتن هدف، برنامه ريزي در پي دارد، داشتن برنامه، هدف ها را محقق مي سازد و برنامه ريزي درست، موفقيت مي آفريند. تو با طرح هايي که در نظر مي گيري و اهدافي را که بر مي گزيني، از وراي اين دروازه ها، باغ سبز زندگي ات را مشاهده مي کني انساني فردا در زندگيش به دستاوردي مي رسد که امروز رؤيائي در سر داشته باشد. در اين ميان تنها انسان هدفمند و جهت يافته است که به رؤياهايش مي رسد. اگر امروز به ايده اي بينديشي، فردا قله زندگي را فتح خواهي کرد. کسي که هدفي دارد، براي رسيدن به آن، راه را پيدا خواهد کرد مهم ترين نکته در هر کار، از ته دل خواستن و طلب کردن هدف است. اگر رويايي در سر داشته باشيم و از ته دل بخواهيم، بدون شک روياي ما تحقق مي يابد ما فقط به يک اتفاق احتياج داريم. تبديل حرف به عمل! داشتن هدف و برنامه در زندگي به انسان حرکت مي دهد، انگيزه مي دهد، اعتماد به نفس مي دهد، نشاط مي دهد و در انسان انرژي مي آفريند. کسي که با هدفي مشخص به چيزي، اعتقاد و ايمان دارد، براي رسيدن به آن با همه توانش مي کوشد و پيش مي رود و هيچ سد و مانعي را ياراي آن نيست که در برابرش، مقاومت کند. او بر مي خيزد و براي رسيدن به آرمان هايش دست به اقدام و تلاش مي زند. زندگي، فرصت هاي فراواني در اختيار کساني که به جستجوي آرمان هاي بلندشان به پا خواسته اند و به تحقق روياهايشان همت گماشته اند، قرار مي دهد. بدين ترتيب خط مشي خود را در زندگي تعيين کنيد و سکاندار کشتي سرنوشت خود باشيد، بنابراين با طراحي و هدف گذاري تمام مسير زندگيت را روشن کن و از زندگيت يک شاهکار بساز براي خود در زندگي هدف و رسالت تعيين کنيد و منتظر ديگران نمانيد.


 تو همه چيز هاي لازم براي برداشتن اولين قدم در اختيار داري، پس ديگر منتظر ديگران نمان، دست از بهانه گيري بهانه جويي هاي بي پايه و بي اساس بردار و اکنون را به عنوان بزرگترين فرصت زندگي خود بپذير و اولين گام را بسوي تحقق آرزوهاي خود بردار و آنقدر در اين مسير مداومت و پافشاري به خرج بده که در نهايت اتفاقي که هميشه آرزوي آن را داشتي در مقابل چشمان تو محقق شود و به وقوع بپيوندد.

 

مراحل رسيدن به هدف ها :

 

1) ليست بندي هدفها

 2)زمان بندي هدفها ( زمان لازم براي رسيدن به هدف)

 3) اولويت بندي هدفها 

4) ايجاد انگيزه براي هر هدف ( وضوح در هدف)

 5) برنامه ريزي براي رسيدن به هدفها

 6) اقدام و شروع حرکت در مسير هدف (تلاش مستمر براي رسيدن به هدف )


 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم تیر 1389ساعت 11:7  توسط آترینا | 
 اگر می خواهی هستی را بشناسی، خود را بشناس.سقراط

 

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم تیر 1389ساعت 12:11  توسط آترینا | 

انسان بدرستی همان میشود که به آن فکر میکند . فلورانس نایتینگل

 

 

برای دیدن بقیه جملات زیبا و حکیمانه برروی  ادامه مطلب کلیک کنید  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 11:16  توسط آترینا | 

 

نظریه ی شناختی ژان  پیاژه رو برای اونایی گذاشتم که دوست دارن اطلاعاتی درمورد دانشمندان روانشناسی و نظریه هاشون کسب کنن.   

 

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت 11:37  توسط آترینا | 
 

 

این تصویر در حقیقت ثابت و بدون حرکت میباشد . اگر آنرا متحرک میبینید به فشارهای روانی شما مربوط میباشد

هر چه سرعت حرکت در تصویر بیشتر دیده شود فشارهای روانی بیننده نیز بیشتر میباشد و بالعکس

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 16:51  توسط آترینا | 

  نشانه هاي فشار رواني

نشانه هايي وجود دارند كه لازم است به هنگام تحت فشار قرار گرفتن به آنها توجه كنيد. اين نشانه ها در چهار طبقه مي گنجند: احساسات، افكار، رفتار و نشانه هاي جسماني. به هنگام تحت فشار قرار گرفتن، يكي يا چند تا از نشانه هاي زير را تجربه مي كنيد:

احساسات:

احساس اضطراب ، تحريك پذير شدن ، احساس هراس ،نوسان خلقي.

افكار:

احساس ارزشمندي پايين ،ناتواني در تمركز،نگراني در مورد آينده ، فراموش كاري ، ترس از شكست، خجالت زدگي ، اشتغال ذهني با افكار و تكاليف.

رفتار :

لكنت و ساير مشكلات گفتاري ، تكانشگري (در روانکاوی معمولا به رفتار خلق الساعه و طرح ریزی نشده اطلاق می گردد) ، خنديدن با صداي بلند و حالت عصبي صدا ، افزايش مصرف سيگار ، افزايش شانس (استعداد) تصادف ، گريه بدون دليل آشكار ، از جا پريدن ، سائيدن دندان به روی هم  ، افزایش مصرف داروها ، از دست دادن اشتها يا پرخوري كردن ، جسماني ، تعريق، دستهاي مرطوب ، لرز ، خشكي گلو و دهان ، تكرر ادرار ،  عدم هضم غذا، استفراغ ، سردردها ، درد گردن يا پشت ، آسيب پذيري به بيماري ، افزايش ضربان قلب، تيك هاي عصبي ، مشكلات خواب ،احساس پروانه در شكم، تنش پيش از قاعدگي ،فقدان اشتها يا پرخوري افراطي.

علل فشار رواني:

 هم حوادث مثبت و هم منفي زندگي مي تواند فشارزا باشد. به هر حال، براي اغلب مردم، تغييرات عمده زندگي، عامل اصلي فشار است. اين حوادث الزام بيشتري را بر منابع مقابله اي فرد تحميل مي كند.

 تغييرات اصلي زندگي كه مي تواند فشارزا باشد:

نقل مكان جغرافيايي ، انتقال به دانشگاهي جديد ، بارداري ، سبك جديد زندگي ، مرگ شخص مورد علاقه  ، ورود به دانشگاه ، ازدواج ، اشتغال (جديد)  ، طلاق ، اخراج از شغل ، حوادث محيطي فشارزا ، فشار زمان (كمبود وقت) ، مشكلات مالي ، ناكامي ها ، رقابت ، سر و صدا ،

چگونه فشار رواني را مي توان كاهش داد:

 بسياري از فشارهاي رواني را مي توان تغيير، خاموش و يا به حداقل رساند. در زير بعضي از روشها كه مي توانيد براي كاهش فشار مورد استفاده قرار دهيد، ذكر مي شوند:

 از واكنشهاي خود نسبت به فشار آگاهي كسب كنيد.  /  خودگويي هاي مثبت خود را افزايش دهيد. / بر توانايي ها و تكاليف كامل شده خود تمركز كنيد.  /  از رقابت غير ضروري بپرهيزيد.  / رفتارهاي جرأت مندانه خود را افزايش دهيد. /  محدوديت هاي خود را شناخته و بپذيريد. بخاطر داشته باشيد كه هركس منحصر به فرد و با ديگران متفاوت است. /  سرگرمي هايي براي خودتان در نظر بگيريد، حالت آرامش خود را حفظ كرده و شوخ طبع باشيد. /  بطور منظم ورزش كنيد. / از غذاهاي متعادل به صورت روزانه استفاده كنيد.  / درباره نگراني ها و مشكلات خود با دوستاني كه مورد اعتمادتان هستند، صحبت كنيد.  / وقت خود را به صورت خردمندانه مورد استفاده قرار دهيد. / چگونگي برنامه ريزي وقت خود را ارزيابي كنيد. / براي آينده طرح داشته باشيد و از طفره روي و به تعويق انداختن آن خودداري كنيد. /  برنامه كاري هفتگي داشته و سعي كنيد به آن عمل كنيد. / اهداف واقع گرايانه انتخاب كنيد. /  اولويت هاي (كاري) خود را بشناسيد. / به هنگام مطالعه براي يك امتحان، مطالعه را با دوره هاي كوتاه شروع كنيد و سپس زمان مطالعه را به تدريج افزايش دهيد.  / فراغت هاي كوتاه و مكرر براي خود در نظر بگيريد. / از روشهاي آرامش بخشي استفاده كنيد. به عنوان مثال به هنگام احساس تنش براي چند دقيقه دم و بازدم آرام (و عميق) را تمرين كنيد. /

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم خرداد 1389ساعت 11:1  توسط آترینا |